از: آقای محمدرضا غمگسار
«مدرس دانشگاه و دبیر ادبیات آموزش و پرورش شیراز»
به نام خداوند جان و خرد
استاد ارجمند جناب آقای حکمت؛ سلام علیکم
حسب الامر حضرت عالی چند صفحهای دربارهی اثر سترگ و ماندگار «و اما بعد» سیاه کردم و به یقین میدانم که:
«آنجا که عقاب پر بریزد / از پشهی لاغری چه خیزد»
بزرگواری شما به بنده جسارت این گستاخی داد. یقین دارم که به دیده اغماض مینگرید.
ارادتمند شما – محمدرضا غمگسار 84/2/17
«به نام آن که حکیم است و فعل او حکمت»(1)
درآمد: غوغای خاموشی
«کاکا ول کن تو خو غوغا کردی / مشت یهی مملکتی وا کردی»(2)
باز غوغای خاموشی از سر گرفته شد ولی این بار تا عرش خداوندی به لرزه درآمد و آرامش کروبیان را به هم زد و آشوب در کرور کرور ملائکه انداخت:
«همهی عرشیا خیلی ترسیدن / مثل بید ملائکا میلرزیدن»(3)
این بار پرونده شهری در محضر داور خلاق به داوری مطرح شده است که همهی مقربین درگاه از ترس پر ریختهاند و تنها کسی جسارت ابراز و پذیرفتن مسئولیت پیدا کرده
۱. و اما بعد، حکمت، علی، قم انتشارات دارالفکر، چاپ اول، تابستان ۱۳۸۳
۲. شمس، مرحوم شمس در سرودن اینگونه اشعار مقام پیشکسوتی دارد اما جناب حکمت کار سترگ سرودن را با مشقّت تدوین همراه کرده است.
۳. و اما بعد، ص ۲۹۷، بیت ۹
دیدگاهها