۳- روان‌شناختی:
حکمت با روح و روان مردم شهرش آشناست؛ او دردها، درمان‌ها، آرزوهای سرکوفته شده و عقده‌های دوران کودکی را که بعدها به شکلی نابه هنجار نمود پیدا کرده، نمایان می‌سازد، در این کتاب «منجعفر» و مادرش آیینه‌ی تمام نمای روح و روان مردم هستند شادی‌ها آن‌ها شادی ماست و غم و اندوه آن‌ها را نیز تجربه کرده‌ایم و با آن آشنا هستیم. ببینید «تمارض» مادر منجعفر و دکتر رفتنش چه هنرمندانه توصیف می‌شود:
«لو لیویر ورچید و مظلوم و نجیم / چاقچوری کرد و پاشد رفت حکیم»
«دکتر هندی تا پرسید که چته / قاره زد چار هناسم أ لته»

«کپه شد کعب سرم می‌گی چمه / سر خونیس سنگ نمه و نصب نمه»(1)
۴- تعلیم و تربیت:
«چون تربیت مرادف معنای زندگی است / باید نکو شناخت تمام مراحلش»(2)
حکمت گاه در شعرش اهمیت وراثت و گوهر اصل را بیان می‌کند و زمانی عامل محیط(3) و به قول خودش خواسته مانند سعدی میانه‌ی ما را بگیرد(4) اما جابه‌جا در شعرش وزنه‌ی محیط بر وراثت سنگینی می‌کند.(5)
۵- سیاسی و اجتماعی:
حکمت با بیانی تمثیلی به خوبی مشکلات و دردسرهای مردم را در دوره‌ای خاص بیان می‌کند و دورنمای پیامدهای حکومت شیطان را که فقر فرهنگی همراه با گرسنگی و


دسته‌ها: اما بعد , دیدگاه های اهل نظر , معرفی آثار
برچسب‌ها:

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13