هنر حکمت در آن است که مردم و جامعه خود را خیلی خوب شناخته است و تجربه‌ها آموخته است و «منجعفرنامه» حاصل این تجربه‌ی عمیق اوست که به زبان طنز بیان می‌شود.
۷- طنز:
در لغت به معنی افسوس کردن، مسخره و طعنه و سرزنش(1) است و در اصطلاح نشان دادن عیب‌ها و زشتی‌هاست «هدف طنز خنده نیست بلکه نیشخند است، نیشخند طنز کنایه‌آمیز است، طنز با نوعی شرم همراه است و در پرده سخن می‌گوید و از روح صاف و صادقی سرچشمه می‌گیرد ولی هزل صریح است و دریده(2) .»
زبان حکمت، زبان طنز است، شرم و نجابتی در آن دیده می‌شود که در ذات همه‌ی مردم این ولایت وجود دارد. در سراسر کتاب حتّی جاهایی که به زبان مردم کوچه و بازار سخن می‌گوید و ضرب‌المثل و کنایات عامیانه بیان می‌شود بی‌پرده‌گی و دریدگی هزل و هجو به چشم نمی‌خورد و دارای عفت کلام است.
گاه یک کلمه به زبان طنز دارای چنان ایجازی است که با دنیایی مطلب نمی‌توان آن را بیان کرد. نگاه کنید به کلمه‌ی «زیپمبو»(3) و معنای آن در شعر زیر:
«آخر مگرنه قادری، ربی، کریمی؟ / با ای همه القاب الحق که زیپمبو»
این بیت، عریانی کلام خیام و تندی سخن عبید زاکانی را توأمان دارد.
حکمت با آوردن ضرب‌المثل‌ها و مفاهیم کنایی عامیانه،(4) اعراف و بزرگ‌نمایی و همچنین بیان اندیشه‌های شخصیت‌های داستانش به کلامش نیشتر طنز داده است و آن را اثرگذار و برنده کرده است. با همه‌ی این‌ها کلام او و طنزش صمیمی و دوست داشتنی است و در دل می‌نشینند؛ چون سخن دل است.
والسلام
محمّد رضا غمگسار


دسته‌ها: اما بعد , دیدگاه های اهل نظر , معرفی آثار
برچسب‌ها:

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13