با سنگ خارا دست و پنجه نرم میکنند و در کوشیدن (1) و قناعت رشک موراند و در تواضع و فروتنی قطرهی آب، اما افسوس که دریا نشدهاند تا هیبت امواجشان لرزه بر اندام شیطان صفتانی اندازد که لاف خداوندی زدهاند و سالیان سال بر این مردم ستم روا داشتهاند و سرانجام دست از پا درازتر سر در آخور دیگری کردهاند و انگار نه انگار که خلقی را سرگردان و مردمی را پریشان کردهاند.
خوانندهی شعر حکمت در این منظومه همه چیز را میخواند؛ کشکولی است و یا نوعی «تکنگاری»(2) منظوم که بیانگر جزئیات و ویژگیهای یک شهر و مردم آن است.
ذکر آداب و رسوم، ضربالمثلها، اعتقادات عامیانه، نام مکانها، نوع غذاها، انواع بازیها، اسمهای محلی، صنایع دستی و محصولات کشاورزی و… که با زبانی هنرمندانه و گیرا در قالب داستان و با بیانی تمثیلی آمده است نشانگر آن است که حکمت مردم دیار خود را خوب میشناسد و با فرهنگ آنها آشنایی کامل و همهجانبه دارد.
کلام حکمت گاه تیز و تندی زبان ناصرخسرو را دارد(3) و گاه نرمی و لطافت پند و اندرزهای مصلحت اندیشانه شیخ سعدی(4) را و زمانی عریانی و لااباگری رباعیات عمرخیام(5) را تداعی میکند.
- اما بعد، ص ۲۹۹، بیت ۵ و ص ۳۱۲ بیت ۱۱-۸..
2. از سختکوشی و تلاش این مردم همین بس که بیش از سهمیلیون اصله درخت انجیر و هزارانهزار درخت میوهی دیگر به بار و بر نشاندهاند.
3. تکنگاری: نوعی نوشته که همهی مشخصات یک منطقه را مورد بررسی قرار میدهد از جمله: وضع محل، آداب و رسوم، فولکلور، لهجه و… مانند «اورازان» جلال آلاحمد.
4. و اما بعد، ص ۲۹۶، بیت ۱۲-۹ و ص ۳۱۸ بیت ۵-۱.
5. اما بعد، ص ۴۳ بیت ۱۳-۵ و ص ۴۴ بیت ۲.
دیدگاهها