«عشاقنامه» بخش سوم کتاب است. ده شعر به زبان جد دارد. نام سعدی، مولوی، ناصرخسرو، فردوسی و کوهی کرمانی و… در این بخش دیده میشود و از هر کدام نیز بیتهایی در صدر. مفاهیم این بخش نسبتاً تازه است. گر چه صدر شعر دوم «برای خدا مرو» شعر «در رفتن جان از بدن» سعدی است اما مضمون شعر چیز دیگری را تداعی میکند و آن عجز و لابههای پر از نیاز شعر مولوی است:
«گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو / که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو»(1)
بخش چهارم «تقدیر نامه» است و حاوی ۴ شعر بلند در بزرگداشت معلم و مقام او. شعر اول تضمینی است از شعر حافظ که بعضی از کلمات نتوانسته است جای مناسب خود را در شعر پیدا کنند.
تقدیرنامهی «راست قامتان جاوید» بهتر توانسته ارزش و شأن معلم را بیان کند:
«به لفظ و حرف نگنجی تو در کرشمهی شعر / عصارهی غزل و شاهبیت دیوانی»(2)که الحق شاهبیت تقدیرنامه است.
«ستهبان نامه» نام بخش پنجم کتاب است. هفت شعر، یک واژهنامه و ۲۵ عکس دارد از مکانها و اشخاص که بر زیبایی کتاب افزوده است.
توصیف شعر با آدمها و دجالش، چنار آببخش و معرفی «لور» و «چنگال باد» همراه با نام مکانهای مختلف و محلهها، مضامین عمدهی این بخش میباشد که با چاشنی طنز همراه است.
1.دیوان شمس، تهران، انتشارات طلوع، بدون تاریخ، ص ۸۳۲، بیت ۱۴
2.و اما بعد، ص ۱۱۳، بیت ۸
دیدگاهها