و سرانجام «کم‌جنبه» یکی از معضلات اجتماعی است که یافتن راه حل آن البته فلج‌شدن منجعفر نیست که او هم معلول علت دیگری است که باید به آن پرداخته شود … .

نگاه سوم:
شعر حکمت را از چند دیدگاه می‌توان بررسی کرد:
۱- ادبیات بومی (بومی‌سرایی):(2)
بومی‌سرایی گزارش زندگی مردم است که حاصل تجربه‌های شاعر با خود و بیرون است. معمولاً منظومه‌های این چنینی در حوزه‌ی ادبیات تعلیمی می‌گنجد چون رسالت نگهداری سنت‌ها، آداب و رسوم و واژه‌های محلی را دارد اما ذوق سرشار شعری حکمت آن را با احساس و شور درآمیخته است و به ادبیات غنایی تبدیل کرده است. به گونه‌ای که این گزارش هم می‌آموزد و هم به وجد می‌آورد.
۲- جوهر شعری:
اگر شعر را «رستاخیز کلمه‌ها»(3) و رسالت شاعر را زنده ‌کردن و زنده گذاشتن واژگان «مرده و اعتیادی» زبان بدانیم، حکمت به حق توانسته است این جان مایه را به کلمات و اصطلاحات محلی ما بدهد و آن‌ها را در قالب «عروس شعر»(4) بر زبان مردم جاری سازد:
«بخلش هر که، که تج زد سیویلش / در اومد پشم و پت پشت چیلش»
«یا صداش غرمپکی شد می‌تونه / با کم گشنه پاشه زن بوسونه»
(5)


1.اما بعد، ص ۳۴۳، مقدمه‌ای بر منجعفرنامه‌ی چهار
2.اصطلاح از مقدمه‌ی کتاب «و اما بعد…»، ص ۷۱
3.موسیقی شعر، همان، ص ۳۰
4.اصطلاح از کتاب «و اما بعد…»، ص ۳۹
5.و اما بعد، ص ۲۷۹، بیت ۵ و ۴


دسته‌ها: اما بعد , دیدگاه های اهل نظر , معرفی آثار
برچسب‌ها:

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13