بی تی چیش با خوانش محسن گلکار

این متن به معرفی و بازخوانی اثری از علی حکمت می‌پردازد که با گویش محلی مردم استهبان سروده شده است. محتوای این شعر بر مفاهیمی چون بی‌ارزشی دنیا، نقش تقدیر و شانس در زندگی انسان و بیهودگی تلاش‌های افراطی تأکید دارد. شاعر با بیانی صمیمی و استفاده از اصطلاحات عامیانه، مخاطب را به واقع‌بینی و دوری از لجاجت دعوت می‌کند. همچنین در بخشی از سروده، به چالش‌های میان شعر سنتی و نو و نقدهای متقابل در فضای ادبی اشاره می‌شود. این اثر در نهایت تصویری از فرهنگ بومی و نگاه فلسفی مردم منطقه را در قالب طنز و پند به نمایش می‌گذارد.

دیدار شاعران ۹۴ | شعرخوانی آقای علی حکمت

یکی را پسر مست و مخمور بود
ز اخلاق نیکو بسی دور بود

یکی باغ انگور بودش پدر
معیشت نمودی از این رهگذر

چو مستیِ هر روز فرزند دید
همه تاک آن بوستان را برید

حکیمی چو بشنید، دادش پیام
که ای داده بر دست شیطان لگام

تو پنداشتی آدم مست کیست؟
که مستیِ تو کم ز فرزند نیست

گرفتم که او مست لایعقِل است
به مستی نشاید ره مست بست

پسر برد گر آب این خانه را
بریدی تو، هم آب و هم دانه را

رَز از بهر انگور آمد پدید
نه از بهر مستی که گردد نبید

شراب ای برادر اگر پاک نیست
گنه از من و توست، از تاک نیست

سخنرانی استاد علی حکمت نویسنده، شاعر و محقق استهبانی در آیین نکوداشت ایشان

آیین نکوداشت استاد علی حکمت نویسنده، شاعر و محقق استهبانی به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد فارس، مدیر کل کتابخانه‌های عمومی فارس، نویسندگان، شاعران و فرهنگوران و مسئولان فرهنگی و شهری استهبان و شیراز و علاقه‌مندان به شعر و ادبیات در سالن غزل تالار حافظ برگزار شد.