دیدار شاعران ۹۴ | شعرخوانی آقای علی حکمت
یکی را پسر مست و مخمور بود
ز اخلاق نیکو بسی دور بود
یکی باغ انگور بودش پدر
معیشت نمودی از این رهگذر
چو مستیِ هر روز فرزند دید
همه تاک آن بوستان را برید
حکیمی چو بشنید، دادش پیام
که ای داده بر دست شیطان لگام
تو پنداشتی آدم مست کیست؟
که مستیِ تو کم ز فرزند نیست
گرفتم که او مست لایعقِل است
به مستی نشاید ره مست بست
پسر برد گر آب این خانه را
بریدی تو، هم آب و هم دانه را
رَز از بهر انگور آمد پدید
نه از بهر مستی که گردد نبید
شراب ای برادر اگر پاک نیست
گنه از من و توست، از تاک نیست
سخنرانی استاد علی حکمت نویسنده، شاعر و محقق استهبانی در آیین نکوداشت ایشان
آیین نکوداشت استاد علی حکمت نویسنده، شاعر و محقق استهبانی به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد فارس، مدیر کل کتابخانههای عمومی فارس، نویسندگان، شاعران و فرهنگوران و مسئولان فرهنگی و شهری استهبان و شیراز و علاقهمندان به شعر و ادبیات در سالن غزل تالار حافظ برگزار شد.
غریب آشنا
غریب آشنا
صابونات جَی خوشیه
شعری محلی راجع به استهبان
آنچه بر مسعود گذشت رونوشت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
به مناسبت روز کارآفرینی مسعود صرامی (قسمت دوم)
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.
آنچه بر مسعود گذشت
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.