تقریظی بر کتاب «زمزمی دیگر» اثر استاد علی حکمت

📌 چکیده تقریظ: یادداشت پیش رو، تقریظینوشته‌ای کوتاه در ستایش، معرفی یا تایید یک کتاب خواندنی از علی‌اصغر سلیمانی بر رباعی شگفت‌انگیزی در کتاب «زمزمی دیگر» است. این مقاله نشان می‌دهد که چگونه شاعر خوش‌ذوق استهبانی، دو دهه پیش با الهامی قدسی، حوادث مهم زندگی مقام معظم رهبری از دوران مبارزات و ترور تا رسیدن به مقام «عزیز مصر» و رهبری انقلاب را در چهار مصرع به تصویر کشیده است.

چهار مصرع، چهار پیام؛ تجلی پیش‌بینی شاعرانه از حیات رهبر انقلاب

نگارنده: علی‌اصغر سلیمانی

بسمه‌تعالی. سلام و صلوات الهی بر بنیان‌گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، آن یگانه‌ی دوران و یادگار پیامبران، و بر تالی‌تلوپیرو، دنباله‌رو و هم‌رتبه در پی مقام والا آن امام عظیم‌الشأن، مقام معظم رهبری و قائدپیشوا، رهبر و راهنما شهید امت، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه) که پس از عمری مبارزه و سکان‌داری جهان اسلام، به ملکوت اعلی پیوست.

درآمدی بر یک انتخاب دلنشین

از شما چه پنهان، مدت‌ها بود تمایل داشتم بر بخشی از کتاب «زمزمی دیگر» اثر ادیب گران‌مایه، استاد حکمت، تقریظی بنویسم. تا اینکه به‌صورت کاملاً تصادفی، صفحه‌ی ۱۹۷ این کتاب با خط خوش نستعلیق توجه مرا به خود جلب کرد. در سرلوحه‌ی این صفحه، آیه‌ی شریفه‌ی «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ» نقش بسته بود که با دوبیتیِ درج‌شده در همان صفحه تناسبی بی‌نظیر دارد؛ چراکه هر چهار مصرع این رباعی، اشارتی لطیف به قائد عظیم‌الشأن، امام خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه) دارد.

مصداق بارزِ خورشید

شاعر و سخن‌شناس دیار استهبان، در مصرع اول این رباعی چنین آغاز می‌کند:

«ای شمع فروزنده که خورشید شدی»

تعبیر «خورشید شدی»، مصداق بارز فرمایش حضرت امام راحل (ره) خطاب به ایشان است؛ آنجا که در سوم خرداد سال ۱۳۶۸ و درست یازده روز پیش از ارتحالشان فرمودند: «شما به عنوان بازوی توانای جمهوری اسلامی ایران، از افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می‌دهید.»

طلیعه‌ی عید در هنگامه خزان

در مصرع دوم، شاعر چنین می‌سراید:

«هنگام خزان، طلیعه‌ی عیدآغاز و پیش‌درآمدی بر شادی و پیروزی شدی»

واژه‌ی «خزان» معمولاً استعارهآوردن کلمه‌ای به معنای کلمه دیگر به واسطه شباهت از فرارسیدن مرگ است؛ چنان‌که شاعری می‌گوید:

بهار عمر بسی دلفریب و روح‌افزاست / ولی چه سود که دارد خزان مرگ از پی

اما شاعر خوش‌ذوق ما، «هنگامه‌ی خزان» را با «طلیعه‌ی عید» پیوند می‌زند. معظم‌له در ۶ تیرماه ۱۳۶۰ طی یک عملیات تروریستی توسط منافقین ترور شدند. خود ایشان می‌فرمایند که پس از ترور، برای لحظاتی از عالم دنیا فاصله گرفته و در عالم برزخ قرار گرفتند، اما احساس کردند خدای متعال مطالباتی دارد و باید دوباره به دنیا برگردند. تقارن خزان و عید در این مصرع، اشاره‌ای ظریف به همین بازگشت حیات‌بخش و آغاز دوران پرصلابت ریاست‌جمهوری و سپس رهبری باشکوه ایشان است.

در بندِ یوسف‌وار

مصرع سوم به داستان حضرت یوسف (ع) تلمیحاشاره به داستان، آیه یا واقعه‌ای تاریخی در ضمن شعر یا نثر دارد:

«گفتند که گرگ یوسفت برده ولی»

همان‌گونه که برادران به پدر گزارشِ دروغین دادند و یوسفِ پیامبر محبوس شد، مصداق این رخداد در ماجرای دستگیری‌های مکرر رهبر انقلاب دیده می‌شود. پس از قیام ۱۵ خرداد ۴۲، ایشان تا پیروزی انقلاب شش بار طعم زندان و تبعید را چشیدند. بی‌مناسبت نیست به خاطره‌ای از بازجویی‌های ساواک اشاره کنم؛ بازجویی به نام منوچهری به ایشان می‌گوید: «من تو را خوب می‌شناسم. تو همان کسی هستی که مثل ماهی از دست بازجو لیز می‌خوری. تک‌تک کارهای تو چیزی نیست، اما مجموعه‌اش خدا می‌داند که چیست!» (برگرفته از کتاب اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی، ص ۱۱۵).

تعبیر یک رویای صادقه؛ عزیزِ جاوید مصر

و در نهایت، مصرع چهارم به رسیدن ایشان به مقام «عزیز مصر» اشاره می‌کند:

«دیدیم عزیز مصر جاوید شدی»

ماجرای عزیز مصر شدنِ امام شهیدمان، در کتاب «خون دلی که لعل شد» (صص ۲۶۲-۲۶۳) به‌تفصیل آمده است. ایشان نقل می‌کنند در سال ۴۶ یا ۴۷، در شرایط سخت زندان مشهد، در خواب دیدند که در مراسم تشییع پیکر امام خمینی (ره)، امام دست راست خود را بالا آورده، انگشت اشاره بر پیشانی ایشان نهاده و دو بار فرمودند: «تو یوسف می‌شوی». مادر مکرمه‌ی ایشان نیز همین خواب را به «یوسف شدن» تعبیر کردند. بعدها هم‌سلولی ایشان، شیخ حافظی، در روز انتخابات ریاست‌جمهوری در مکه این خواب را به یاد آورد و دریافت که رسالت ایشان بسیار فراتر از دیوارهای زندان بوده است.

خوانندگان عزیز؛ کتاب «زمزمی دیگر» در سال ۱۳۸۵ منتشر شده است و اکنون که این تقریظ نگاشته می‌شود، بیست سال از آن می‌گذرد. با این حال، این رباعی تمامی جریانات پیش و پس از انقلاب و دوران رهبری ایشان را به‌زیبایی به تصویر کشیده است. شاید بپرسید استاد حکمت چگونه این حوادث را پیش‌بینی کرده است؟ پاسخ در کلام نورانی معصوم (ع) نهفته است که می‌فرمایند: «ما قالَ فینا قائِلٌ بَیتَ شِعرٍ حَتّی یُؤَیَّدَ بِروحِ القُدُسِ» (هیچ شاعری درباره‌ی ما بیتی نسرود، مگر آنکه با روح‌القدس تأیید و یاری شد).

از خدای متعال، توفیقات روزافزون استاد فرزانه و شاعر توانمند شهرستان قرآنی استهبان را علی‌الدوام مسئلت می‌نمایم.

۲۱ شهریور ۱۴۰۵

علی‌اصغر سلیمانی

دسته‌ها: اشعار منتخب , زمزمی دیگر , شرح و تفسیر اشعار , معرفی آثار
برچسب‌ها: