۴- آبشخوری که مشربِ جمع خلایق است / سرچشمهای که تا به خدایش مسافت است
قلمرو زبانی:
آبشخور: جایی از رود یا نهر یا حوض که از آن آب توان برداشت و خورد.
مشرب: جای نوشیدن آب و غیره، آشامیدنگاه
جمع: همه، مجموع
خلایق: آفریدگان، مخلوقات، آدمیان
مسافت: فاصلهٔ بین دو مکان
«قرآن» از ابتدای هر دو مصراع به قرینهٔ معنایی حذف شده است.
فعل «است» بعد از «آبشخوری» و بعد از «سرچشمهای» به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
«مشرب» مسند جمله است و «قرآن» نهاد محذوف به قرینهٔ معنایی است.
«آبشخور» و «سرچشمه» مسند برای فعل محذوف میباشد.
«ی» در «آبشخوری» و «سرچشمهای»، «ی» وحدت میباشد.
«ش» در «خدایش» مضافالیه برای «مسافت» است: مسافتش تا به خداست؛ «مسافت» نهاد «است» میباشد.
«تا» حرف اضافه را میرساند و «خدا» متمم میباشد.
بیت چهار جمله است و دو جملهٔ مرکب (پایه و پیرو): «آبشخوری» و «سرچشمهای» دو جملهٔ پایه و بقیهٔ بیت دو جملهٔ پیرو؛ «که» حرف ربط وابستگی است.
قلمرو ادبی:
تشبیه: قرآن مانند آبشخور، مشرب و سرچشمه است.
واجآرایی (نغمهٔ حروف): در حروف «ش»، «خ»، «س»
جناس ناهمسان (ناقص): «که» و «به»
مراعات نظیر (تناسب): بین کلمات «آبشخور»، «مشرب» و «سرچشمه»
قلمرو فکری:
معنی: قرآن مانند نهر بسیار عظیمی است که همهٔ آدمیان و مخلوقات از آن بهرهمند میگردند و مانند سرچشمهای است که بهرهبرداران از آن به قرب الهی خواهند رسید.
مفهوم: وصف قرآن که انسان را به مراتب قرب الهی رهنمون میسازد.
۵- بحری است بیکرانه انیق است و بس عمیق/ نوری که در تجلّی ذاتش فصاحت است
قلمرو زبانی:
بحر: دریا
بیکرانه: بیپایان، نامحدود
انیق: شگفتانگیز، خوشآیند
عمیق: ژرف، دارای عمق، گود
تجلّی: نمودار شدن، پدید آمدن، هویدا گردیدن
ذات: حقیقت هر چیز، نفس هر شیء، هستی، جوهر، گوهر
فصاحت: روان بودن سخن، روانی کلام، زبانآوری
بیت پنج جمله است و «قرآن مجید» نهاد جملات است که از ابتدای هر چهار جمله اول به قرینهٔ معنایی حذف شده است.
«بیکرانه» صفت بحر میباشد و «بحر» در سه جملهٔ مصراع اوّل «مسند» میباشد.
«بحر» قبل از «انیق» و قبل از «بس عمیق» به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
فعل «است» بعد از کلمهٔ «بس عمیق» و بعد از کلمهٔ «نوری» به قرینهٔ لفظی حذف شده است.
«فصاحت» نهاد جملهٔ آخر میباشد: فصاحت در تجلّی ذاتش است.
«است» در آخر مصراع دوم فعل غیراسنادی به معنی «وجود دارد» است.
«انیق» و «بس عمیق» صفت «بحر» محذوف میباشد.
مصراع دوم جملهٔ مرکب است؛ «قرآن نوری است»: جملهٔ پایه (جملهٔ هسته)، «که فصاحت در تجلی ذاتش است»: جملهٔ پیرو (جملهٔ وابسته).
«که» حرف ربط وابستگی، «ش» در ذاتش مضافالیه، «تجلی» متمم جمله.
«ی» در بحری و نوری، «ی» وحدت میباشد.
قلمرو ادبی:
تشبیه: قرآن مانند بحر (مشبه و مشبهبه)؛ قرآن مانند نور (مشبه و مشبهبه).
جناس ناهمسان (ناقص): بین دو کلمهٔ «انیق» و «عمیق»
مراعات نظیر (تناسب): بین کلمات بحر – بیکرانه – عمیق
قلمرو فکری:
معنی: قرآن مجید مانند دریایی بیپایان و شگفتانگیز و بسیار ژرف میباشد و مانند نور و روشنایی است که روانی و شیوایی بیان در جوهر و حقیقت وجودش نمایان میباشد.
مفهوم: نامحدود بودن و بیانتهایی قرآن مجید / اوج بلاغت و شیوایی بیان آن.
۶- در پاکی و تقدّس آن، بس که بی وضو / گویند مسّ آیهٔ قرآن اسائت است
قلمرو زبانی:
تقدّس: پاک بودن، منزه شدن، پاکی
وضو: شستن صورت به طرز مقرر در شرع
مسّ: دست مالیدن، سودن، سایش
اسائت: بدی کردن با کسی، بد کردن کاری را، بدی
بس: کافی، بسنده
«این نکته» نهاد محذوف برای مصراع اوّل به قرینهٔ معنایی است.
حذف فعل «است» به قرینهٔ لفظی بعد از کلمهٔ «بس»؛ اصل جملهٔ مصراع اوّل این گونه است: این نکته در پاکی و تقدس آن، بس است.
گویند: میگویند (فعل مضارع اخباری)، «که» حرف ربط وابستگی.
بیت سه جمله است:
جمله ی «در پاکی و تقدّس آن، این نکته بس است» (جملهٔ پایه/هسته)
جمله ی «که میگویند» (جملهٔ پیرو/وابسته)
جمله ی «که مس آیهٔ قرآن اسائت است» (جملهٔ پیرو/وابسته)
«وضو» متمم، «مسّ آیهٔ قرآن» گروه نهادی، «اسائت» مسند، «است» فعل اسنادی، حرف «و»، «تقدس» معطوف به پاکی، «پاکی» متمم.
قلمرو ادبی:
مراعات نظیر (تناسب): بین کلمات قرآن، آیه، مس، وضو
نغمهٔ حروف (واجآرایی): در حرف «س»
تلمیح: مصراع دوم به آیهٔ ۷۹ سورهٔ واقعه که میفرماید: «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (که جز دست پاکان بدان نرسد).
قلمرو فکری:
معنی: در پاک بودن و مقدس بودن قرآن همین نکته بسنده است که میگویند تماس بیوضو با آیات قرآن بد و نادرست میباشد.
مفهوم: مقدس بودن قرآن / لمس ننمودن آن بدون وضو و پاکی.
دیدگاهها