پژوهشی در ادب آیینی و معارف قرآنی

شرح و واکاوی قصیدهٔ «کتاب‌الله» (اثر استاد حکمت)

به قلم: استاد رسول تواضعی

این نوشتار، شرح و واکاویِ تحلیلیِ قصیدهٔ «کتاب‌الله» (در مدح و تبجیل قرآن کریم، سرودهٔ استاد حکمت) به قلم استاد رسول تواضعی است. نویسنده با الهام از حدیث شریف ثقلین، ابیات این اثر را بر اساس الگوی سه‌گانهٔ «قالب‌های پژوهشی شعر» یعنی قلمروهای زبانی (واژه‌شناسی و نکات دستوری)، ادبی (آرایه‌هایی چون تلمیح، تشبیه و جناس) و فکری (تبیین اندیشه‌ها و مفاهیم قرآنی) به تفصیل بررسی کرده است. این اثر علاوه بر ستایش جایگاه الهی قرآن، ویژگی‌های ماهوی و اعجازگونهٔ آن، تحریف‌ناپذیری‌اش با تکیه بر ضمانت الهی، و در نهایت پیوند ناگسستنیِ قرآن با عترت (ولایت) را به عنوان دو ثقل گران‌بهای یادگار پیامبر (ص) به تصویر کشیده است.

«والله المستعان»

هرچه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل باشم از آن

پیشنهادِ شرحِ ابیات و اشعار استاد حکمت پیشنهادی پسندیده و ایده‌ای به‌جا و مناسب است تا گرد فراموشی رخسار متین و دوست‌داشتنی آن را پنهان نسازد و آثاری که بیش از پنجاه سال، یادآور خاطرات، باورها، افکار، عقاید و فرهنگِ مردمی باصفا و مهربان است به فراموشی سپرده نشود؛ خاطرهٔ همان مردمی که با عرق جبین و کدّ یمین در محدودهٔ کوه‌های سر به‌فلک‌کشیده، با قهر طبیعت جنگیدند و به دنبال رزق حلال و نان بی‌شبهه‌ای بودند!

آنهایی که پینه‌های دست‌ها و صورت‌های آفتاب‌سوخته‌شان حکایتِ این جنگ و جدال و بیان مستندِ چنین مجادلهٔ طاقت‌فرسایی بوده است، مردمی که این‌گونه زیست کردند و پاک و بی‌ادعا سفرهٔ مختصر و سادهٔ خود را با همسایگان صمیمی پهن نمودند و دور از هر گونه رنگ و ریا و کبر و عجب، دست در یک کاسه شدند و دمدمه‌های غروب که زنگ گوسفندان و بع‌بع آنها که از چرا برمی‌گشتند و پایان یک روز مشقت‌بار را به گوش می‌رساندند و هر گوسفندی یکی‌یکی سر در خانه‌ای می‌شد تا آذین‌بند سفره و خوراک روزمرهٔ خانواده‌ای باشد، این‌گونه بی‌هیچ کینه و عداوتی روزگار می‌گذرانیدند.

آری! این‌گونه با یکدیگر معاشرت داشتند و با صفا و صمیمیت و یک‌رنگی و بی‌ادعایی، پیکرهٔ چنین زیست مسالمت‌آمیزی را فراهم نموده بودند و اینک از چنین مردمی سخن گفتن و با چنین مردمی حشرونشر داشتن و شاعرِ خاطرات قصه ها و غصه‌های آنان شدن، فیضی عظیم و سعادتی وزین و ارزشمند خواهد بود.

آثار استاد حکمت آیینهٔ تمام‌نمای این صمیمیت‌ها و نمود و تجلّی زیبای این خاطراتِ صاف و صادق است که شب و روز با آنها زندگی کرده ایم و لحظه‌لحظه با آنها بزرگ شده‌ایم و کتاب «زمزمی دیگر» زمزمی دیگر از این خاطرات و آیینه‌ای باشکوه از این یادآوری‌ها و مناسبت‌های ارزشمند این مردم است.

از سطر‌سطر این کتاب، رایحهٔ خوش‌کلام وحی، اشارات قرآنی، احادیث نبوی و فرهنگ و معارف دینی را با تمام وجود لمس نمودم و احساس کردم حرف‌های دل خودم است که کسی برایم زمزمه می‌کند؛ هیچ احساس بیگانگی و ابهامی با آنها نداشتم، گویا خاطرات روزمره و اتفاقات هر لحظهٔ خودم بود.

تصمیم به شرح و بسط یکی از این اشعار به عنوان کمترین وظیفهٔ خود در قبال چنین اثری سترگ، ذهنم را به خود مشغول نمود. دل به دریا زدم و دومین شعر کتاب «زمزمی دیگر» تحت عنوان «کتاب‌الله» را چند بار زمزمه نمودم؛ علّتِ «نصب» کلمهٔ «کتابَ» ذهنم را به خود مشغول داشت و آن را بَدَل از «ثقلین» در حدیث معروف نبوی که می‌فرمایند: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي» یافتم.

انگیزه‌ای ذاتی وسوسه‌ام نمود که از این دو «ثقلِ» ارزشمند یعنی قرآن مجید و عترت پیامبر (ص) نکاتی بنگارم و با تأسی به این دو گوهر ارزشمند، روح و جانم را صفا و صیقل دهم تا زمزمه‌ای باشد متین و آرام‌بخش برای ذهن و روانِ مشغول و پریشانم؛ و چه تصمیمی بهتر از این!

آرامی سراسر وجودم فرا گرفت، احساس کردم در اقیانوسی بی‌کران و طوفانی، کشتی نجاتی برایم مهیا شده است؛ بیت‌بیت شعر را دوباره زمزمه کردم.

حال دلم خوب شد، نوایی به گوش دلم رسید که «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». شعر را در قالب قصیده بر وزن «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن»، وزنی متین و سنگین در بحر «مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف» یافتم.

شرح ابیات را شروع کردم و هر بیت را از سه دیدگاه «قلمرو زبانی»، «ادبی» و «فکری» تشریح نمودم. در قلمرو زبانی، معنای واژگان، روابط معنایی کلمات، نوع گزینش و درست‌نویسی و همچنین نکات دستوری، قواعد و کاربردهای دستور تاریخی، کوتاهی و بلندی جملات و تعداد جملات را بررسی نمودم.

در قلمرو ادبی، شعر را از دید بدیع لفظی، علم بیان، بدیع معنوی و سطح آوایی یا موسیقایی بررسی نمودم.

در قلمرو فکری، شعر را از نظر ویژگی‌های فکری، روحیات، اعتقادات، گرایش‌ها، نوع نگرش به جهان و دیگر جنبه‌های فکری و معنای مورد نظر شاعر واکاوی نمودم و در پایان هر بیت، مفهوم کلی آن را به صورت مختصر و خلاصه آوردم.

امید است که با تأسی به قرآن مجید و روح بلند پیامبر عظیم‌الشأن و ائمهٔ اطهار (علیهم‌السلام)، مسیر رشد و تعالی و حرکت به سوی کمال برایم فراهم گردد.

و من‌الله التوفیق و علیه التَّکلان

رسول تواضعی

تیرماه ۱۴۰۵
دسته‌ها: اشعار منتخب , زمزمی دیگر , شرح و تفسیر اشعار
برچسب‌ها:

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9