۱۳- جاری اگرچه بر لب پیغمبر است؛ لیک / حرفی است از احد که ز احمد (ص) تلاوت است
قلمرو زبانی:
جاری: جریانکننده، روان
لیک: اما، لکن (حرف ربط همپایگی)
احد: یکتن، یکی از نامهای خداوند
احمد: یکی از نامهای پیامبر اسلام (ص)، ستودهتر
تلاوت: خواندن، قرائت کردن
«ز» مخفف «از» به معنی «توسط» (حرف اضافه)، «احمد» متمم.
بیت سه جمله است؛ «قرآن مجید» از ابتدای هر سه جمله به قرینهٔ معنایی حذف است و نهاد محذوف هر سه جمله میباشد.
«اگرچه» حرف ربط وابستگی؛ «جاری»، «حرفی» و «تلاوت» مسند جملات بیت میباشد.
اگرچه بر لب پیغمبر جاری است: جملهٔ پیرو (جملهٔ وابسته)
قرآن حرفی است از احد است: جملهٔ پایه (جملهٔ هسته) / که ز احمد تلاوت است:
مجموعا یک جمله« مرکب» است.
قلمرو ادبی:
مجاز: «حرف» مجاز از سخن؛ «لب» مجاز از دهان.
جناس ناهمسان اختلافی (ناقص): «چه» و «که».
جناس ناهمسان افزایشی: «احد» و «احمد».
استعارهٔ مکنیهٔ غیرتشخیص: قرآن مانند رودی «جاری» است.
تلمیح: به آیهٔ ۶ سورهٔ صف: «وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ… اسْمُهُ أَحْمَدُ…».
قلمرو فکری:
معنی: قرآن هرچند از زبان پیامبر (ص) بیان میشود، اما سخنی است از جانب خداوند یکتا که توسط پیامبر (ص) قرائت میگردد.
مفهوم: قرآن سخن خداست بر زبان پیامبر (ص).
۱۴- در صدق این کلام نباید که شک کنی/ چون از زبان مخبر صادق روایت است
قلمرو زبانی:
صدق: راستی، راست گفتن
کلام: سخن، گفتار (منظور قرآن کریم میباشد)
شک: تردید کردن، گمان
مخبر صادق: خبردهندهٔ راستین (اسم خاص حضرت رسول (ص))
چون: زیرا که (حرف ربط وابستگی)
روایت: نقل سخن یا خبر از کسی
شک کنی: فعل مضارع التزامی / است: فعل مضارع اخباری.
«این کلام» ترکیب وصفی، «مخبر صادق» ترکیب وصفی، «زبان مخبر» ترکیب اضافی.
بیت دو جمله است: مصراع اوّل جملهٔ پایه (جملهٔ هسته)، مصراع دوم جملهٔ پیرو (جملهٔ وابسته).
قلمرو ادبی:
واجآرایی (نغمهٔ حروف): حرف «ک» در مصراع اوّل و مصوت کوتاه (ِ) در مصراع دوم.
تلمیح: اشاره به نزول قرآن توسط خداوند به پیامبر در آیات فراوانی مانند آیهٔ ۹۹ سورهٔ بقره و آیهٔ ۶ سورهٔ نمل.
قلمرو فکری:
معنی: در راستی و صداقت قرآن مجید هیچ شک و تردیدی نباید به خود راه دهی؛ زیرا که قرآن مجید از زبان پیامبر اسلام (ص) بیان شده است.
مفهوم: قرآن قطعاً سخن خداوند به زبان پیامبر (ص) میباشد.
۱۵- جایی که جنّ و انس ز یک آیه عاجزند/ برهان به معجزات کلامش چه حاجت است
قلمرو زبانی:
جن: موجود غیرمرئی، پری / انس: بشر
عاجز: ناتوان، درمانده
برهان: دلیل، حجت
معجزات: جمع معجزه
حاجت: ضرورت، احتیاج، نیاز
قبل از «جایی» کلمهٔ «قرآن» و بعد از آن کلمهٔ «دارد» به قرینهٔ معنایی حذف شده است.
«قرآن جایی دارد»: جملهٔ پایه / «که جن و انس از آوردن یک آیه عاجزند»: جملهٔ پیرو («که» حرف ربط وابستگی).
مصراع دوم «پرسش انکاری» است.
«جن و انس» نهاد جملهٔ دوم، «عاجز» مسند، «چه» صفت پرسشی، «برهان» نهاد جملهٔ سوم، «چه حاجت» مسند، «ش» مضافالیه.
قلمرو ادبی:
مجاز: جن و انس مجاز از کل موجودات عالم هستی.
واجآرایی: در حروف «ج» و «ن».
جناس ناهمسان (ناقص اختلافی): در «که»، «به» و «چه».
تلمیح: به آیهٔ ۸۸ سورهٔ اسراء (لئن اجتمعت الانس…).
قلمرو فکری:
معنی: قرآن مقام و جایگاهی دارد که اگر همهٔ موجودات عالم هستی جمع شوند نمیتوانند آیهای مثل آن بیاورند و همین ناتوانی آنها نیاز به دلیل و معجزهای دیگر ندارد.
مفهوم: معجزه بودن قرآن در اینکه هیچکس نمیتواند آیهای مانند آن بیاورد.
دیدگاهها