فرهنگ‌نامه‌نگاری؛ کارستانی در قلمروِ واژگان

«در این نوشتار، به قلم علی‌اصغر سلیمانی، به ابعادِ چندگانه‌ی شخصیت و آثار استاد علی حکمت، ادیب و سخن‌شناس برجسته‌ی شهرستان استهبان پرداخته شده است. این مقاله با تمرکز بر مجاهدت‌های چهل‌ساله‌ی ایشان در گردآوریِ فرهنگ‌نامه‌ی جامع استهبان، به واکاویِ دقتِ علمی، اراده‌ی پولادین و استعدادهای کم‌نظیر او در حوزه‌های فنی و ادبی می‌پردازد. این نوشته همچنین بازتابی است بر دیدگاه‌های استادان برجسته‌ی کشور پیرامون اهمیتِ این گنجینه‌ی واژگانی در پاسداری از میراثِ زبانی و هویتیِ ایران، که با روایتی از مشیِ خستگی‌ناپذیر و تواضعِ مؤلف همراه شده است.»

علی اصغر سلیمانی ناشر انتشارات والتین استهبان

فرهنگ‌نامه حکمت

تدوین تاریخِ پرماجرای ادبیات فاخر انقلاب اسلامی، بدون یاد و نام حماسه‌سازان آن میسر نیست. دوستداران ادب فارسی باید برای نسل جدید بگویند که چه زحمت‌ها، تلاش‌ها و ایثارها بابت طراوت و تنومندی ادبیات فارسی مصروف شده است. در این نوشتار از ادیبی توانا و شاعری بزرگ یاد می‌کنیم که حافظه قوی، ذهن روشن و متعالی او در صحنه‌های ادبی و پژوهشی، و مؤانست و مجالست با شخصیت‌های برجسته و ممتاز کشوری و شاعران آیینی، عمری با برکت و مشحون از تجربیات در او فراهم آورده است. او کسی نیست جز «ادیبِ اریب»[۱]، شاعر و سخن‌شناسِ نوآور در عصر امامین انقلاب، به‌نام استاد علی حکمت؛ معلم نام‌آوری که پس از جناب شمس اصطهباناتی، از شهر و دیار کهن استهبان ظاهر شده است.

در زندگی او زیبایی‌های متعددی پدیدار گردیده که کمالات ادبی، علمی و پژوهشی او از همان زیبایی‌ها نشأت گرفته است. از آن زمان که جلد اول «فرهنگ‌نامه استهبان» که مشتمل بر واژگان، ترکیب‌ها و تمثیل‌ها بود به زیور طبع آراسته گردید، اعجاب و شوق اصحاب هنر و ادب فارسی را برانگیخت. چهره ماندگار کشورمان، زنده‌یاد دکتر علی شیخ‌الاسلامی، استاد زبان و ادبیات دانشگاه تهران، در مقدمه فرهنگ‌نامه استهبان از زبان جناب حکمت چنین آورده است: «برای حفظ و حراست واژه‌ها و اصطلاحات عامیانه از مرگ و نابودی، راهی جز کشف و استعمال و ضبط آن‌ها میسر نبود و این امر نه تنها شامل واژه‌ها و اصطلاحات عامیانه بود، بلکه واژه‌های جدید هم چنان‌چه مورد کاربرد قرار نگیرند، خودبه‌خود از دور خارج می‌شوند.» (فرهنگ‌نامه استهبان، جلد ۱، صفحه 13).

از این رهگذر، استاد حکمت می‌گوید: «من عاشق این کار بودم و جاذبه تقلای در راه عشق برایم گوارا بود و هیچ‌گاه احساس خستگی نکردم و صعوبتِ کاری را که حداقل باید ده تن متحمل می‌شدند، یک‌تنه بر خود هموار کردم و این موفقیت را موهبتی بزرگ از جانب خدای متعال می‌دانم که الحمدلله و له الشکر.» (فرهنگ‌نامه استهبان، جلد ۱، ص ۳۴).

دکتر سید علی‌محمد سجادی، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران، پس از تجلیل و تمجید از کار بسیار بزرگ حکمت می‌گوید: «دوست و همشهری من جناب علی حکمت سال‌هاست که با سرمایه عشق و انگیزه حبِ وطن، با عزمی راسخ و اراده‌ای استوار، زیبایی‌های روح‌بخش شهرستان استهبان را به منصه‌ی ظهور و بروز درآورده است.»

استاد حجت‌الاسلام سید جعفر حجت کشفی، هنرمند و ادیب و سخن‌شناس و کاتب جمکران می‌گوید: «تحقیق در لغات و گویش‌های عامیانه، پیمودن وادی پر سنگلاخی است که فقط دلِ شیدایی علی حکمت پذیرای آن شده است.» دکتر علیرضا مقدس، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران، اظهار می‌دارد: «حکمت در هر عرصه اعم از شعر، نقد، طنز و نویسندگی وارد شد، در همه‌ی آن‌ها موفق عمل کرد. جناب حکمت انصافاً کاری کرده است کارستان! کار بزرگی که حکمت کرده است، یادآور کلام پاستور در لابراتوار است که همیشه می‌گفت: هیچ‌گاه نمی‌گویم دیگران برای من چه کرده‌اند، بلکه می‌گویم من برای دیگران چه کرده‌ام؟ امید آن را دارم که این اثر جزء افتخارات مکتوب زبان و ادبیات فارسی درآید و برگ زرین دیگری بر افتخارات دنیوی و باقیات‌الصالحاتی برای اجر اخروی مؤلف باشد.»

استاد حکمت وقتی احساس کرد که برای حفظ و حراست واژه‌ها و اصطلاحات عامیانه لازم است به میدان بیاید، کار خود را آغاز کرد. او به‌خوبی می‌دانست که چنین کاری به اراده نیاز دارد و او این اراده را در خود ایجاد کرده بود. او از هیچ‌چیز نهراسید و مانند یک سرباز به میدان آمد. او درست در زمانی کارش را شروع کرد که مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) به عنوان یک ادیب بی‌بدیل، توصیه‌های زیادی را در مورد پاسداری از زبان شیوای فارسی در همایش‌های شاعران آیینی مطرح کرده بودند. اینجاست که می‌توانیم بگوییم توانمندی یک مدیر فرهنگی در شرایطی ظاهر می‌شود که در ایام و دوران شبیخون فرهنگی بتواند سکان فرهنگ یک کشور را به ساحل نجات برساند.

اکنون که صحبت از مجاهدت علمی جناب حکمت به میان آمد، این‌جانب مایلم در جمع‌آوری و نگارش مجموعه ۳ جلدی فرهنگ‌نامه استهبان و نیز یک فرهنگ‌نامه ۱ جلدی، تلاش‌های طاقت‌فرسایی که ایشان متحمل شدند را به استحضار خوانندگان برسانم. استاد حکمت می‌گوید: «من در تهیه و نگارش این مجموعه، چهل سال متمادی بیش از شانزده هزار صفحه فیش‌برداری فراهم آوردم.» که به‌عنوان نمونه به یکی از ده‌ها موارد تحقیق اشاره می‌کنم. جناب حکمت می‌گوید: «از کوه‌کاران که عازم کوهستان‌ها می‌شدند شنیده بودم زمانی که ستاره “روشنو” در آسمان ظاهر شد، زمان حرکت ما به کوهستان است. همین کلمه ستاره “روشنو” ذهن کنجکاو مرا فعال کرد که اسم این ستاره را بدانم. به برخی از اساتید دانشگاه در علم اخترشناسی و نجوم موضوع را مطرح کردم، لکن از آنان جواب قانع‌کننده‌ای نصیبم نشد. در همان اثنا یکی از دوستانم به من گفت اگر می‌خواهی این ستاره را بشناسی باید به خرامه بروی؛ شخصی در آنجا هست که می‌تواند سؤال تو را پاسخ گوید. ابتدا فکر کردم مزاح می‌کند، اما دوستم گفت همین که گفتم، باید به خرامه بروی.»

بالاخره سفری به خرامه داشتم و این در حالی بود که آن شخص را اصلاً نمی‌شناختم. وقتی وارد شهر شدم و آن آقا را ملاقات کردم، دیدم مردی سالمند است که نابینا است، اما به محض مطرح کردن سؤال، پاسخی که به من داد این بود: «این ستاره‌ای که شما می‌گویید معروف است به ستاره “دومون ستا” که مراد از آن ستاره شعرای یمانی است که در دامن صورت فلکی جبار، در ابتدای سه ستاره پرنوری که در حکم کمربند جبّار است و به “ستا” یا “ستایی” معروف است، قرار دارد. این ستاره از ۱۹ مرداد طلوع و تا ۱۹ بهمن در جنوب آسمان ایران قابل مشاهده است و به عنوان ستاره “خنکو” مردم ما آن را می‌شناسند.»

حال بپردازیم به سایر ابعاد و زوایایی که در این استاد صاحبدل می‌توان مشاهده کرد. حکمت انسانی حق‌شناس، خوش‌رفتار و خوش‌گفتار است. دلش دریای بینش و توانایی و روشنایی است؛ سخنی شیرین دارد و جاذبه کلامش تو را به سوی خود می‌کشاند. قلب نازنینش به وسعت همه‌ی دریاها گوهر محبت و رأفت و عاطفت را در خود جای داده است. از این جهت دوستان بی‌شماری را پیرامون خود گرد آورده است که هرگز از آنان منتزع نخواهد شد. از این رو می‌بینیم بدون آن‌که برای تأمین هزینه‌های کتاب‌هایش سخنی به میان آورد، عزیزان و بزرگوارانی که خودشان داوطلبانه، حتی بدون ذکر نام، هزینه بسیار بالایی از چاپ و انتشار برخی از کتاب‌ها را عهده‌دار شدند. رجاء واثق دارم که در آینده نزدیک، ابعاد بیشتری از زوایای آثار و تألیفاتش بر همگان روشن خواهد شد. هرگاه با او هم‌کلام شوی که چگونه این همه آثار علمی و پژوهشی را فراهم نموده است، پاسخش به استناد کریمه شریفه این است: «هذا من فضل ربی».

افزون بر مطالب فوق‌الذکر، اجازه بدهید به این موهبت الهی که نصیب جناب حکمت شده است اشاره‌ای داشته باشم و آن استعداد فوق‌العاده‌ای است که ایشان در امور فنی دارند.
خود ایشان در کتاب خاطراتش، صفحات ۲۰۹، ۲۱۰ و ۲۱۱ آورده است: «پانزده ساله بودم در کلاس نهم که از طریق شهرداری، حوزه سیم‌کشی شهر از انتهای خیابان آبشار تا سر چاه محله میری و از نیمه کوچه وارونه تا سر کوچه جمشید به من واگذار شد. این مسئولیت را آقای ارغوان که فردی مقتدر، کاردان و کارآمد بود و در همان حال رئیس اداره دارایی و سرپرست شهرداری بود، مرا خواست و به من گفت: وصف کار تو را شنیده ام؛ حاضری تا مراجعت سیم‌بان شهرداری، امور سیم‌بانی برق شهر را انجام دهی؟ گفتم: اگر در فرصت خارج از تحصیلم باشد حاضرم. گفت: نظر من هم همین است چون درس و مشقت در درجه اول اهمیت است. وقتی قبول کردم، گفت: بسیار خوب، دستور می‌دهم لوازم سیم‌بانی در سطح شهر به تو تحویل بدهند و ماهی پانزده تومان هم برایت در نظر می‌گیرم.»

این مطلب را از این جهت مطرح کردم که معمولاً اکثریت قریب به اتفاق دانش‌آموزان در دوران تحصیل، چنان‌چه دانش‌آموزی در امور فنی مهارت داشته باشد، معمولاً در حوزه ادبی و علوم انسانی علاقه و گرایشی از خود نشان نمی‌دهد؛ امّا حکمت عزیز ما، هم در امور فنی و هم در حوزه وسیع علوم انسانی استعدادهای ذاتی خود را به منصه ظهور رسانیده است تا آن‌جا که به یاد دارم، حتی پروژه‌های فنی ساختمانی و شرکت‌های بزرگ را در شهرهای استان فارس متقبل شده‌اند و این از الطاف و موهبت‌های خدای تبارک و تعالی است که این استعدادهای سرشار را نصیب برخی از بندگان خاص خودش می‌نماید؛ که در اینجا باید گفت: «و اما بنعمة ربک فحدث».

علی‌اصغر سلیمانی، ناشر انتشارات والتین استهبان

[۱] – اریب: به فتح همزه به معنای خردمند، بصیر، ماهر و آگاه (فرهنگ عمید، ص ۱۱۳).

دسته‌ها: خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید , دیدگاه های اهل نظر , معرفی آثار , مقالات
برچسب‌ها: