تقریظ نویسنده، محقق و خبرنگار استان فارس صفدر دوام
نگاهی به کتاب «خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید»
صفدر دوام
استاد علی حکمت، شاعر، نویسنده و بازنشسته آموزش و پرورش، از چهرههای شناختهشده فرهنگی استهبان است که نگارنده از بیش از سه دهه پیش با اشعار و نوشتههای او مأنوس بودهام. تازهترین اثر او با عنوان «خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید» روایتی از هشت دهه زندگی، تجربه و فراز و نشیبهای یک انسان از طبقه متوسط جامعه ایران است؛ روایتی که بر پایه تجربهنگاری و خاطرهنویسی شکل گرفته است.
خاطرهنگاری و اتوبیوگرافی از گونههای ارزشمند ادبیات معاصر به شمار میروند؛ آثاری که گذشته را به آیندگان پیوند میزنند و تجربههای زیسته را به سرمایهای فرهنگی تبدیل میکنند. در ادبیات فارسی نیز نمونههای موفقی از این شیوه را میتوان در آثار نویسندگانی چون جلال آلاحمد، محمدعلی فروغی و هوشنگ مرادی کرمانی مشاهده کرد.
کتاب «خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید» که توسط نشر استهبان منتشر شده، حاصل نگاه نویسنده در هشتادسالگی به زندگی خویش است. او با زبانی صمیمی، گاه طنزآمیز و آمیخته با شیرینی و تلخیهای زندگی، خاطرات خود را روایت میکند؛ خاطراتی که تنها برای همشهریان استهبانی جذاب نیست، بلکه برای هر خوانندهای میتواند آموزنده و الهامبخش باشد.
جلد نخست این مجموعه، چهل سال نخست زندگی نویسنده را در بر میگیرد و تصویری روشن از شیوه زندگی، فرهنگ، آداب و رسوم و زبان فولکلور استهبان ارائه میدهد. بهرهگیری از ضربالمثلها و حکمتهای عامیانه، بر جذابیت روایت افزوده و اثر را به سندی ارزشمند از فرهنگ بومی منطقه تبدیل کرده است.
یکی از خواندنیترین بخشهای کتاب، خاطره «راهحل مادر» است. نویسنده در سیزدهسالگی برای ادامه تحصیل راهی شیراز میشود، اما در آغاز با مخالفت مدیر دبیرستان شاهپور روبهرو میگردد. مادر، با درایت و امید، او را به دیدار مرحوم مجدالدین شیخالاسلامی راهنمایی میکند. جمله ساده و صمیمانه مادر که میگوید: «من روم نمیشه بیام تو؛ تو برو و قصهات را برایش بگو»، آغازگر مسیری میشود که سرانجام به ثبتنام علی حکمت در آن دبیرستان میانجامد.
در بخشی از این خاطره، نویسنده با صداقت و سادگی فضای دیدار خود را چنین روایت میکند: مردی با ریشی انبوه مرا به داخل دعوت کرد. گفتم از استهبان آمدهام و با وجود نمرات خوب، مرا در مدرسه ثبتنام نکردهاند. او بیدرنگ برخاست و گفت: «همینجا بایست تا لباس بپوشم و با هم برویم.»
این خاطره که نویسنده آن را «عرصه سیمرغ» نامیده است، تنها روایت یک ثبتنام نیست؛ بلکه تصویری از نقش تعیینکننده مادر، اعتماد به نفس، خودباوری و تلاش نوجوانی است که با وجود از دست دادن پدر در کودکی، مسیر پیشرفت را ادامه داد و بعدها به عنوان معلم، شاعر و نویسندهای موفق شناخته شد.
«خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید» صرفاً زندگینامه یک فرد نیست؛ بلکه روایتی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی یک نسل است. اثری که مطالعه آن، علاوه بر لذت ادبی، برای علاقهمندان تاریخ، فرهنگ بومی و تجربههای زیسته نیز ارزشمند و خواندنی خواهد بود.
دیدگاهها