خلاصه ای از تقریظ آقای عبدالعلی پدرام
آشنایی من با استاد علی حکمت؛ از «و اما بعد...» تا «هشتاد دور گردش به دور خورشید»
بسماللهالرحمنالرحیم
تا نمونهی تو اَ تُ صابُناته
صابنات مزّهتر از آبنباته
آغاز یک آشنایی
آبانماه ۱۳۸۳ بود. روزی به دیدار سرور عزیزم، حاجداییام، حاجمیرزا عبدالمهدی عندلیبی، رفتم. کتابی در طاقچه خودنمایی میکرد. تصویر آبشار استهبان بر جلد آن نقش بسته بود و نامش مرا به یاد قصههای نقیبالممالک انداخت: «... و اما بعد...»
از حاجآقا پرسیدم:
«این کتاب چیست و از کجا رسیده است؟»فرمودند:
«دوستی از استهبان فرستاده است؛ بردار و بخوان.»
نامهای با خط زیبای نستعلیق و دو لوح فشرده همراه کتاب بود. چند صفحهای را با هم خواندیم. همهچیز دلنشین و خواندنی بود. همانجا یاد شمس اصطهباناتی در ذهنم زنده شد:
تا که از گردنهٔ گود و قلات
چشمم افتاد به اصطهبانات...
شمارهتلفنی در پایان نامه درج شده بود. همان روز تماس گرفتم و خواستم بهای کتاب را پرداخت کنم؛ اما هرچه اصرار کردم، استاد علی حکمت نپذیرفت. تنها فرمودند اگر دوستان علاقهمند دیگری میشناسم، معرفی کنم تا کتاب برای آنان نیز ارسال شود.
همین گفتوگوی کوتاه، سرآغاز دوستی و آشنایی من با استاد علی حکمت شد.
«و اما بعد...»؛ کتابی ماندگار
اندکی بعد کتاب به دستم رسید؛ همراه با نامهای سرشار از محبت و فروتنی. استاد از من خواسته بودند که نظرم را درباره کتاب بنویسم.
کمتر از یک سال بعد، کتاب «دیدگاه اهل نظر بر و اما بعد...» منتشر شد. استادان ادبیات و صاحبنظران، این اثر را ستودند و «و اما بعد...» به اثری ماندگار تبدیل شد. نگارنده نیز توفیق داشتم چند صفحهای بر آن کتاب بنویسم.
از «زمزمی دیگر» تا فرهنگنامه استهبان
سالی بعد، «زمزمی دیگر» منتشر شد و بار دیگر از چشمه جوشان اندیشه و قلم استاد حکمت بهره بردیم.
به گمان من، استاد حکمت هیچگاه هدف اصلی خود را فروش کتاب و منفعت مادی قرار نداده است. او با اخلاق، ادب، تواضع و قلم شیرینش، دل مخاطبان را به دست میآورد و دوستان فراوانی مییابد. گاه حتی سنگریزهای بیمقدار، چون من، نیز در دام محبت او گرفتار میشود.
ثمره این عشق و پشتکار، انتشار مجموعه ارزشمند فرهنگنامه استهبان است؛ اثری که در چند جلد و طی سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ منتشر شد و حاصل دهها سال پژوهش، گردآوری و عشق به فرهنگ بومی استهبان است.
هشتاد سال گردش به دور خورشید
در سال ۱۴۰۴، استاد علی حکمت با انتشار کتاب «هشتاد دور گردش به دور خورشید»، خاطرات هشتاد سال زندگی خود را در قالب اثری خواندنی منتشر کرد.
این کتاب، تنها روایت خاطرات یک فرد نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی، فرهنگی و آموزشی استهبان را نیز در خود جای داده است. خاطرات کودکی، مدرسه، خانواده، فرهنگ مردم، واژگان بومی، آدابورسوم و فرازونشیبهای زندگی، با قلمی روان و صمیمی روایت شدهاند.
نمونههایی از خاطرات کتاب، از جمله ماجرای «کل میرزاآقا» و خاطره دوران دبستان، بهخوبی نشان میدهد که چگونه رخدادهای ساده کودکی، زمینهساز شکلگیری شخصیت علمی و فرهنگی نویسنده شدهاند و او را به تدوین مجموعه ارزشمند فرهنگنامه استهبان رساندهاند.
سخن پایانی
ادامه این خاطرات خواندنی را باید در خود کتاب جستوجو کرد؛ چراکه لذت مطالعه آن، در همراه شدن با نویسنده در مسیر هشتاد سال زندگی اوست.
انتشار کتاب «هشتاد دور گردش به دور خورشید» را به استاد علی حکمت، دوستداران فرهنگ و ادب فارسی و مردم فرهنگدوست ایران، بهویژه استهبانیهای عزیز، صمیمانه تبریک میگویم.
در پایان، از جناب آقای آلابراهیم، مدیر پرتلاش انتشارات ستهبان، که سالها در معرفی فرهنگ، تاریخ و ادبیات استهبان کوشیده و زمینه انتشار آثار نویسندگان این دیار را فراهم کردهاند، صمیمانه سپاسگزاری میکنم.
دیدگاهها