هشتاد سال روایت؛ بازتاب فرهنگ عامه استهبان در قلم استاد علی حکمت
استاد محمدرضا آلابراهیم در این نوشتار، به معرفی و بررسی کتاب «خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید» اثر استاد علی حکمت پرداخته است. این کتاب که در ۳۲۹ صفحه توسط انتشارات سِتَهبان منتشر شده، شرحی دقیق از بیست سال نخست زندگی نویسنده (از دوران کودکی تا پایان خدمت سپاهی دانش در سال ۱۳۴۶) است. استاد آلابراهیم در این معرفی، کتاب مذکور را فراتر از یک زندگینامهی شخصی دانسته و آن را آیینهای تمامنما از فرهنگ عامه، آیینها و زیستبوم شهر استهبان در دهههای گذشته معرفی میکند. ایشان ضمن تحسینِ قلمِ توانا و حافظهی دقیقِ نویسنده، این اثر را میراثی ماندگار برای آیندگان و منبعی ارزشمند برای آشنایی با تاریخِ شفاهی و هنجارهای اجتماعیِ دیارِ استهبان میدانند.
نگاهی به کتاب «خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید» اثر استاد علی حکمت
کتاب «خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید» نوشتهی استاد علی حکمت، اثری ارزشمند از انتشارات سِتَهبان است که در سال ۱۴۰۴ به چاپ رسیده است. این کتاب در ۳۲۹ صفحه و با قیمت ۳۵۰ هزار تومان در اختیار علاقهمندان به ادبیات خاطرهنویسی و تاریخ معاصر استهبان قرار گرفته است.
دربارهی نویسنده
استاد علی حکمت، فرزند محمدصادق، در دهم تیرماه ۱۳۲۴ در محلهی «میری» استهبان دیده به جهان گشود. ایشان از همان کودکی از ذوقی سرشار و ذهنی پویا برخوردار بودند و همواره خاطرات زندگی روزمرهی خود را در بایگانی ذهنشان ثبت میکردند. ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در استهبان گذراندند، موفق به اخذ فوقدیپلم زبان انگلیسی از شیراز و لیسانس مشاوره و راهنمایی از دانشگاه تربیت معلم تهران شدند و در سال ۱۳۷۵ به افتخار بازنشستگی در آموزش و پرورش نائل آمدند. استاد حکمت با داشتن هوش سرشار، اعتمادبهنفس قوی و پشتکاری بینظیر، تاکنون آثار متعددی از جمله مجموعههای شعری (و اما بعد…، دیدگاه اهل نظر بر و اما بعد…، زمزمی دیگر) و «فرهنگنامهی استهبان» (در سه جلد و یک جلد) را به رشتهی تحریر درآوردهاند.
محتوای کتاب
این اثر به رویدادهای زندگی استاد حکمت در بیست سال نخست زندگیشان میپردازد. فهرست مطالب کتاب که آینهای از تجربههای زیستهی ایشان است، به شرح زیر میباشد:
شرح حال من و زادگاهم، دنیای ناشناخته، رَسَه گردو، بَلدیه، نورپردازی، نواقلی، کتک به خاطرِ بلبلِ کَتیری، مُلّا، مار و موشکو، نماز جماعت، از ترس فَلَک، هدیۀ آویجی، اُوچُک الکی، حضور و غیاب، اولین غیبت، سال تغرگی، شاگردی با حقوقِ هفتهای سه زار، برق صابُنات، قال بِجِک، شلاق در حالِ سجده، ظهور بابهایی از حکمت، قاتِخ، چَنگالِ مَلَق، بیبی خِشت، خلا واروفتن، حمام، کوزه انداختن، حموم دومادی، تلفن به خاله، کلاس هفتم دبیرستانِ شاهپور شیراز (با محبت مجدالدین شیخالمحقیقن)، رجعت به موطن و ثبتنام در دبیرستان امیرکبیر، هیجده غلط و هیجده کفِ دستی، تَرکِ تحصیل، حسابدارِ آسیُو تَشی، مجدداً کلاسِ هشتم، کار در شهرداری، چالی، گَلکونِ اُووی، هیمنهی پلیس، موضوعی انشاء «یک خاطره»، ۸ ساعت خواب هر ۴۸ ساعت، چنارِ آببَخش، ده روز مطالعه و قبولی یک ضرب، ترس از سربازی، مرکز پیاده شیراز، در کسوت سپاهی دانش، تنبیه در خواب، کلاسهای روشِ تدریس در پادگان، مژدۀ گروهبان یکمی، گرمارود سُفلی (قزوین)، نُه فرسخ قاطر سواری و پیادهروی در کوهستانهای اَلَموت، مدرسۀ گرمارود و دانشآموزان، و خوابی که پس از دَه سال محقق شد.
کتاب با توصیفِ شرایطِ پایانِ خدمتِ سپاهی دانش در فروردین ۱۳۴۶ به شکلی ناتمام به پایان میرسد که نویدبخش انتشار جلد دوم خاطرات است.
ویژگیهای شاخص کتاب
این اثر تنها یک زندگینامهی فردی نیست؛ بلکه بازتابی از رویدادهای فرهنگی جامعهی استهبان، باورها، عقاید و فرهنگ عامهی آن دیار است. استاد حکمت در این کتاب با قلمی توانمند، به جزئیاتی پرداختهاند که میتواند برای بسیاری از مردمان معاصر، بهویژه نسلهای جدید، الگو و سرمشقی برای مسیر زندگی باشد. استفاده از اشعار و مخمسهای زندهیاد «شمس اصطهباناتی» برای توصیف فضای حمامهای قدیمی و سایر آیینهای سنتی، بر غنای ادبی اثر افزوده است.
نمونهای از محتوای کتاب
خاطرهی کوزه و نواقلی (ص ۲۸): پیلهوری که بار الاغش کوزه و سبو بود، به محل اخذ نواقلی رسید. مامور با چماق ضربهای به بار زد و بخشی از کوزهها خرد شد. وقتی پرسید «بار خرت چه؟»، پیلهور از ترس گفت: «اَگَه چماغِ دیگی اَ ای لِتًّ خورُو بزنی، هیچی!»
خاطرهی حمام (ص ۱۵۶): نویسنده در کودکی در خزینهی حمام با چیزی شبیه به تکه چوب مواجه شد که در واقع سُندهای بود که یکی از مشتریان در آب رها کرده بود. این واقعه تا بزرگسالی برای ایشان به عنوان یک تجربهی ناخوشایند باقی ماند.
واژهنامهی محلی (گزیده)
کتاب سرشار از اصطلاحات بومی است که به حفظ میراث زبانی استهبان کمک میکند؛ مانند:
آویجی: آبجی
پَلَشت: کثیف
تِغِرگ: تگرگ
قاتِخ: خوراک
گوروختم: گریختم
استاد محمد رضا آل ابراهیم
دیدگاهها