زمزمهای در وصفِ «الله اکبر»
این اثر که با عنوان «الله اکبر» در آذرماه ۱۳۸۲ در استهبان به نظم درآمده است، تأملی است عارفانه بر تجلی قدرت لایزال الهی در سرنوشت پیامبران. شاعر با پیوند زدن مفاهیم توحیدی به رویدادهای سرنوشتساز تاریخی —از مقام قرب و معراج نبوی تا اعجاز در تولد حضرت مسیح(ع) و سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم(ع)— به این نتیجه میرسد که در نهایت، تمامی تحولات هستی تحت سیطره ارادهی الهی قرار دارد. این متن با بهرهگیری از بنمایههای قرآنی، نه تنها بازخوانی وقایع تاریخی است، بلکه دعوتی به درکِ حضورِ دائمِ حق در تاروپود جهان است.
تجلی تقدیر الهی و اعجاز عاشورا در ترازوی تاریخ
تحلیلی بر منظومهی «الله اکبر» اثر استاد حاج علی حکمت
مقدمه
شعر آیینی و هیئتی اصیل، فراتر از یک سوگواری ساده، بسترِ پیوند زدن رویدادهای تاریخی با باورهای عمیق مذهبی است. استاد حاج علی حکمت در منظومهی شریف «الله اکبر»، دست به یک مقایسهی شگفتانگیز میان معجزات بزرگ پیامبران در قرآن و واقعهی جانسوز کربلا میزند. او با زبانی روان اما پرمغز نشان میدهد که چطور در عصر عاشورا، تمام قوانین طبیعت و حتی سنتهای اعجازآمیز گذشته، تسلیم یک تقدیر بالاتر یعنی «ذبح عظیم» امام حسین (ع) شدند.
بخش اول: دیباچهی کلامی؛ تبیین حدیث «لاجَبْرَ وَ لا تَفْویض»
شاعر منظومهی خود را با یکی از کلیدیترین و عمیقترین احادیثِ اعتقادی مکتب تشیع آغاز میکند. او در مقدمه و حاشیهی بالای صفحه، به حدیث مشهور امام صادق (ع) استناد کرده و مینویسد:
«ما هم قبول داریم که لا جَبْرَ وَ لا تَفْویض، بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ الْأَمْرَیْنِ (نه اجبار مطلقی بر انسان حاکم است و نه خداوند همهچیز را به انسان واگذار و تفویض کرده، بلکه حقیقت چیزی میان این دو است و ارادهی انسان در طول ارادهی خدا قرار دارد)؛ اما این را هم به تجربه آموختهایم که:»
وقتی مقدر است که کاری شود، درست
بار تو بیوسیله به مقصد همی رسد
وقتی مقدر است که کاری شود خراب
عقلِ چهل وزیر به جایی نمیرسد
شرح و تفسیر: شاعر با تلفیق این نگرش کلامی و زبانِ ملموس شعر، قدرت و مشیت مسببالاسباب (خداوند) را در تدبیر امور جهان به رخ میکشد. او یادآور میشود که انسان گرچه اختیار دارد، اما در نهایت، ارادهی الهی حاکم بر مقدرات جهان است. اگر خواست و تقدیرِ ازلی پروردگار بر انجام کاری تعلق بگیرد، تمام اسباب مادی جهان خودبهخود و بدون نیاز به هیچ وسیله، ثروت یا رابطهی ظاهری فراهم میشوند تا آن کار به مقصد برسد.
در مقابل، اگر بنا بر حکمت و مشیت الهی مقدر شده باشد که کاری سرنگرفتنی باشد، حتی اگر باهوشترین مشاوران و سیاستمداران جهان (عقل چهل وزیر) هم دور هم جمع شوند، توانایی تغییر آن را نخواهند داشت. این بخش، ذهن مخاطب را آماده میکند تا ببیند چگونه در کربلا، تقدیر الهی فراتر از تمام اسباب مادی رقم خورد.
بخش دوم: متن منظومه؛ کربلا و تجلی حقیقتِ معجزات
شاعر پس از آن مقدمهی فکری، وارد متن اصلی منظومه میشود و در چهار بیتِ موازی، چهار معجزهی بزرگ قرآنی را با تابلوی عاشورا مقایسه میکند:
۱. ذبح اسماعیل در مِنا و ذبح حسین (ع) در کربلا
آنجا که تیغِ تیز، حریفِ ذبح نیست
بشکسته خنجری، ز قفا میبرید سری…
شرح و تلمیح: این شاهبیت، مستقیم به داستان قربانی کردن حضرت اسماعیل (ع) اشاره دارد. در منا، وقتی حضرت ابراهیم (ع) کارد تیز را بر گلوی فرزندش گذاشت، به امر الهی چاقو اثر نکرد و حریفِ بریدن نشد، چرا که تقدیر بر حفظ جان اسماعیل بود. اما شاعر با آوردن کلمهی «آنجا» ذهن را به گودال قتلگاه میبرد. در کربلا ارادهی الهی بر تحققِ کاملِ «ذبح عظیم» استوار بود؛ لذا امام با تمام وجود تسلیمِ بلا شد و به مقام «رضاً بقضائک» رسید. در اینجا دیگر معجزهای مانع نشد، تا جایی که حتی یک خنجر شکسته و کُند هم توانست از پشت سر (قفا) سرِ مبارک امام را جدا کند. این تضاد، اوج مظلومیت سیدالشهدا (ع) را به عرش میرسند.
۲. معراجِ یکشبهی حبیب خدا
بینی حبیب را به تماشا همی برند
تا «قابَ قوسین»، یک شب به بالِ شهپری…
شرح و تلمیح: «حبیب» لقب ویژهی پیامبر اکرم (ص) است و این بیت به واقعهی معراج اشاره دارد. به قدرت و اذن خداوند، پیامبر گرامی اسلام یکشبه با بالهای بلند معنوی (شهپر) تمام آسمانها را در نوردید و به بالاترین مقام قرب الهی یعنی مقام «قابَ قوسینِ اَو اَدنی» (آیه ۹ سوره نجم) رسید تا ملکوتیان عظمت او را تماشا کنند.
۳. تولدهای اعجازآمیز در قرآن
افتد عقیم، همسرِ پیغمبرِ عظیم
مریم بدونِ شوی، بزاید پیمبری…
شرح و تلمیح: این بیت به دو معجزهی بزرگ ولادت در قرآن اشاره دارد؛ نخست، مادر شدنِ حضرت ساره (همسر حضرت ابراهیم خلیل) در سنین پیری و نازایی (عقیم بودن)؛ و دوم، باردار شدنِ حضرت مریم عذرا (س) بدون داشتن هیچ همسر و شوهری، که به دمِ الهی پیامبر بزرگی چون حضرت عیسی (ع) را به دنیا آورد. این بیت تاکید میکند که اسباب مادی در برابر خواست خدا هیچ کارهاند.
۴. فرمانروایی خدا بر آب و آتش
کشتی میانِ بحر، شود طعمهی حریق
گلشن شود حریق، به فرزندِ آزری…
شرح و تلمیح: مصراع اول یک تصویر متناقض و شگفتانگیز را نشان میدهد؛ کشتی که در دلِ آبهای دریا (بحر) شناور است، اگر خدا بخواهد ممکن است اسیر آتش و حریق شود و آب هم نجاتش ندهد. مصراع دوم به داستان حضرت ابراهیم (ع) (فرزندخوانده یا برادرزاده آزر بتتراش) اشاره دارد؛ وقتی او را به جرم بتشکنی در آتش افکندند، آتشِ سوزان به فرمان الهی برای او تبدیل به گلستان و گلشن شد (یا نارُ کونی برداً و سلاما).
بخش سوم: موخره و شعار پایانی؛ همهی کائنات در سایهی «الله اکبر»
شاعر پس از عبور از این چهار کهنالگوی قرآنی، منظومهی خود را با دو مصراعِ کوبنده و شعارگونه که ضربهی نهایی اثر است به پایان میرساند:
وقتی که بدو و ختمِ جهان نیست غیر از این
یعنی که هیچ نیست جزء «الله اکبر»ی

دیدگاهها
غیرازاین نیست،مرحبااااااااااااااااااا،سپاسگزارم