در نکوداشتِ پیرِ فرزانه و پژوهشگرِ برجسته استهبان

یادداشتی به قلم سید رضا جمالی در ستایش نیم‌قرن تلاش علمی و ادبی استاد علی حکمت؛ پژوهشگری که با تألیف فرهنگنامه سه جلدی، میراث‌دار زبان و فرهنگ شفاهی مردم استهبان و فارس شده است.

.

سید رضاجمالی
به نام آنکه حکیم است و فعل او‌ حکمت
که فوق دست همه دست با کفایت اوست

ادبیات فارسی،میراث جاودانه‌ی سرزمین ما،همواره بر دوش فرهیختگان و فرزانگانی استوار بوده است که با قلم و اندیشه‌ی خود، فرهنگ و هُویّت ایرانی را زنده نگاه داشته‌اند.!
در این میان، استاد حکمت که به حق می توان او را *شمس ثانی* لقب داد ، جایگاهی ویژه و درخورِ ستایش دارند ؛ بزرگ‌مردی که عمر خویش را وقف پاسداشتِ زبان، فرهنگ و ادبیات مردم فارس و بویژه خِطّه استهبان نموده و با آثار ارزشمند خود، چراغی فروزان در مسیر شناخت و حفظ میراث معنوی این دیار برافروخته اند.!
استاد حکمت نه تنها یک ادیب ، نویسنده و شاعر، بلکه پژوهشگرِ ژَرف‌اندیشی است که با دقّت و وسواس علمی، لغات و اصطلاحات عامیانه‌ی مردم استهبان و استان فارس را در قالب فرهنگ‌نامه‌ای سه‌جلدی گردآوری نموده که این کار سِتُرگ، در حقیقت پُلی است میان گذشته و آینده ؛ پلی که نسل‌های امروز و فردا را به ریشه‌های زبانی و فرهنگی خود پیوند می‌دهد. چنین تلاشی، نشان از عشق بی‌پایان ایشان به زاد بوم و مردم دارد و بی‌تردید نام ایشان را در تاریخ فرهنگ ایران ماندگار خواهد ساخت.! حدود شانزده سال پیش، که استاد حکمت برای مدتی رحل اقامت به تهران نموده و در حال تحقیق و پژوهش و تألیف فرهنگنامه سه جلدی بودند توفیق زیارت ایشان برایم حاصل شد؛ بزرگ‌مردی از تبار دانایی که از شصت و اندی سال پیش با عزمی خلل‌ناپذیر و عشقی بی‌کران به زبان پارسی، و فرهنگ شفاهی و عامیانه استهبان بنای سترگ فرهنگ سه‌جلدی خویش را بنیان نهاد.!!آن روز، در محضر ایشان، از دریای دانش و خاطرات و نوشته هایی که تمامی حجم اتاق را پر کرده بود ، جرعه‌ای نوشیدم و دانستم که این اثر، نه صرفاً مجموعه‌ای از واژگان، بلکه حاصل عمر و جانِ پژوهشگری است که واژه‌ واژه را با دقتی مثال‌زدنی از فرهنگ شفاهی دیار استهبان برگرفته و با نگاهی ژرف، در قالبی منسجم و فاخر عرضه خواهد نمود؛در آن دیدار، استاد حکمت با فروتنی و وقار خاصِ خویش، از رنج‌ها و ریزه‌کاری‌های تدوین فرهنگنامه سخن گفتند ؛ از روزگاری که نه خبری از رایانه بود و نه یاریگری چون پایگاه‌های داده، و همه چیز با قلم و کاغذ و حافظه‌ای سرشار از عشق به زبان و فرهنگ، صورت می‌گرفت.!!
و اما از منظر این‌جانب، که سال‌هاست با فرهنگ‌نامه های گوناگون فارسی اُنس و اُلفت دارم، بی‌آنکه قصد کاستن از شَأن آثار استادان نامدار، عالیجنابان عمید و معین داشته باشم، باید اذعان کنم که فرهنگنامه سه جلدی استاد حکمت، در دقت نظر و ریشه یابی کلمات و واژگان مَهجور گامی فراتر نهاده است. اگر فرهنگنامه لغات عمید را بتوان به‌مثابه دستیاری روزمره برای اهل قلم دانست، و فرهنگنامه لغات معین را مرجعی علمی برای دانشجویان و پژوهندگان، فرهنگنامه لغات استاد حکمت را باید گنجینه‌ای بی‌بدیل برای عاشقان زبان عامیانه و عوامانه و کاوشگران معنا نامید؛
اثری که در آن، واژه‌ها نه‌تنها تعریف می‌شوند، بلکه جان می‌گیرند و در بستر تاریخ و ادب، روایت می‌شوند.!!
این فرهنگنامه، آیینه‌ای است از روح پژوهشگری که عمر خویش را وقف گویش مادری کرده، و میراثی است که بی‌تردید، نسل‌های آینده از آن بهره خواهند برد.!
آثار ادبی و طنز استاد
فراتر از پژوهش‌های لُغوی است؛ استاد حکمت با ذوق شاعرانه و نگاه طنزآمیز خود، آثاری خلق کرده‌اند که هم دلنشین و هم آموزنده است. اشعار ایشان، سرشار از لطافت ، اندیشه و زیبایی است.!
و در کنار نوشته‌های طنزآمیزشان، روحی تازه به ادبیات معاصر ، ادبیات بومی استان فارس و خِطّه استهبان بخشیده است.!
این آثار نه تنها خواننده را به خنده و تأمل وا می‌دارد، بلکه تصویری روشن و زیبا از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم ارائه می‌دهد.!!
شاهد کلامم در این مقال ذکر خاطره ایست از علیرضا قزوه؛سیزدهم محرم الحرام چندین سال پیش که به اتفاق ایشان پس از اتمام شب شعر عاشورای استهبان عازم شیراز برای مُشایعتشان به تهران و در حال چانه زنی برای اعزام شاعران استهبان در مراسم نشست سالیانه شعرای مطرح کشور در نیمه ماه مبارک رمضان بودم ،
ایشان فرمودند: از طرف بنده همان شاعری که ابتدای شعر خوانی شعری از عالیجناب سعدی خواندند را برای نشست تهران دعوت کنید؛
اینکه نیمه شب استاد حکمت را با شوق وافِر به دعوت شدن برای شرکت در آن مراسم از خواب بیدار نمودم بماند.!
مُتقاعد نمودن جناب قزوه منتهی شد به رسیدن به منزلِ این حقیر و رؤیت کتابِ *«و اما بعد»* استاد حکمت و ایمان و باور جناب قزوه که شعر قرائت شده از خود استاد حکمت است ؛ و نه شعرِ «سعدی علیه الرحمه»
و اما بعد.!!کتاب «هشتاد دور گردش به دور خورشید» آخرین اثر استاد حکمت است.
مجموعه ای از خاطرات و تجربه‌های هشتاد سال زندگی پر فراز و نشیب این مرد بزرگ.! این کتاب، فراتر از یک زندگی‌نامه‌ی شخصی ، که روایتگر تاریخ شفاهی یک نسل و بازتاب‌ دهنده‌ی فراز و نشیب‌های فرهنگی و اجتماعی استهبان و حتی بعضی شهرهای ایران در طول دهه‌هاست.!
استاد حکمت با قلمی روان و صمیمی، خواننده را به سفری در زمان می‌برد؛ سفری که در آن، هم لحظات شیرین و هم دشواری‌های زندگی با صداقت و زیبایی تمام و با بهره گیری از هوش و حافظه ی سرشار و مثال زدنی استاد آنگونه که خود نیز در کتاب بدان اشاره دارند بیان شده‌ است؛ این اثر، نه تنها برای دوستداران ادبیات، بلکه برای پژوهشگران تاریخ و فرهنگِ پیشینیان نیز منبعی ارزشمند به شمار می‌رود.!
آنچه استاد حکمت از آثار مألوف برای نسلهای آینده به یادگار می نهند مجموعه‌ای از نوشته ها و کتاب‌ها نیست ؛ بلکه میراثی فرهنگی است که نسل‌های آینده را به هویت و ریشه‌هایشان پیوند می‌دهد.!
در روزگاری که زبان‌ها و گویش‌های محلی در معرض فراموشی‌اند، تلاش ایشان برای ثبت و حفظ این گنجینه‌ها، اقدامی نجات‌بخش و ستودنی است.!بی‌تردید، آیندگان با خواندن آثار ایشان، نه تنها با زیبایی‌های زبان و فرهنگ فارس و بویژه شهر زیبای استهبان آشنا خواهند شد، بلکه روحیه‌ی عشق به میهن و مردم را نیز در وجود خود خواهند یافت.! هر چند بِضاعت مُزجاهِ این شاگرد تنها قطره‌ای است در برابر دریای عظیم خدمات استاد حکمت به فرهنگ و ادب این مرز و بوم که با قلم و اندیشه‌ی خود، چراغی برافروخته‌اند ، روشنی بخش راه آینده گان؛اما بُگذار با همین قلم نارسا ، همین زبان الکن و همین بِضاعت مُزجاهْ بگویمبه داشتن چنین فرهیخته‌ای در میان خود می‌بالیم ، به وجود نازنینشان افتخار می کنیم و امیدواریم که آثارشان همچنان الهام‌بخش نسل‌های آینده باشد..!!
به امید آنکه نام استاد حکمت، همچون خورشید،
فراتر از این مرز و بوم در آسمان فرهنگ و ادب ایران بدرخشد و آثار ایشان به‌عنوان یادگاری جاودانه‌ در دل‌ها و کتابخانه‌ها باقی بماند.!ان شاءالله
شاگرد:سید رضا جمالی شیراز آبان ماه ۱۴۰۴

سید رضا جمالی، شاعر و مجری توانای دیار استهبان است. او از اعضای فعال و تأثیرگذار «انجمن ادبی شهید رابع استهبان» به شمار می‌رود که همواره با ذوق هنری و دغدغه‌های فرهنگی خود، در مسیر اعتلای ادبیات و معرفی چهره‌های برجسته این خطه گام برداشته است. این یادداشت، ادای احترامی است به ساحت علمی استاد علی حکمت، که با نگاهِ همدلانه و قلمِ متعهدِ این هنرمندِ استهبانی به رشته تحریر درآمده است.

دسته‌ها: خاطرات ۸۰ دور گردش به دور خورشید , معرفی آثار , مقالات
برچسب‌ها: