از : روزنامه عصر مردم ٭ پنجشنبه 24دي 83
آقاي ابوالقاسم فقيري «پژوهشگر فرهنگ مردم فارس»
و امّا بعد… اين اولين دفتر شعر علي حكمت شاعر نام آشناي استهبان است كه به بازار عرضه ميشود… . اين دفتر شعر با سه مقدمهي كوتاه از استاد «سيدجعفر كشفي»- «ابوالقاسم فقيري» و «محمدرضا آل ابراهيم» آغاز ميگردد.
فضاي شعري «علي حكمت» فضاي شعر كهن اين سرزمين است. حكمت در انواع شعر دست دارد.
قطعاتي زيبا دارد كه گاه به شعر پيشينيان پهلو ميزند نگاه كنيد به اين قطعه شعر : گنه كرد در بلخ آهنگري …
يكي را پسر مست و مخمور بود
يكي باغ انگور بودش پدر
چو مستيِّ هر روز فرزند ديد
ز اخلاق نيكو بسي دور بود
معيشت نمودي از اين رهگذر
همه تاك آن بوستان را بريد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
حكيمي چو بشنيد دادش پيام
تو پنداشتي آدم مست كيست؟
گرفتم كه او مست لايعقل است
پسر ريخت ،گر آب اين خانه را
رز از بهر انگور آمد پديد
شراب اي برادر اگر پاك نيست
كه اي داده بر دست شيطان لگام
كه مستيِّ تو ،كم ز فرزند نيست
به مستي نبايد ره مست بست
بريدي تو هم آب و هم دانه را
نه از بهر مستي كه گردد نبيد
گنه از من و توست ،از تاك نيست
كتاب داراي شش بخش است :
بخش اوّل : واقعيت نامه ،
بخش دوّم : غم نامه ،
بخش سوّم : عشاق نامه ،
بخش چهارم : تقدير نامه ،
بخش پنجم : ستهبان ،
بخش ششم : منجفرنامه ،
هر كدام از اين بخشها ،ويژگي خاص خود را دارند.
«علي حكمت» طنز را نيكو ميشناسد ،در بخش دوّم ،كارهاي طنز او را ميبينيم. شاعر با زبان طنز خيلي از مشكلات و نگفتهها را بيان كرده كه به دل مينشيند.
در بخش ششم اشعاري به گويش شيرين استهباني ميخوانيم.
اين بخش از بخشهاي مهم و بحثانگيز كتاب است و به يقين نظر علاقهمندان شعر امروز ايران ،به ويژه دوستداران شعر بومي را به خود جلب خواهد كرد .و بعد از شعرهاي خوب زندهياد شمس اصطهباناتي ،ميرسيم.
به كارهاي خواندني «علي حكمت» باز هم استهبان… كه با گويش محلي حرفهاي در دل ماندهاش را با زبان شعر… به اهالي ادب پرور فارس تقديم كرده است.
كار در خورتأمّل علي حكمت ،به نوعي پاسداري از فرهنگ مردم استهبان است. كه شاعر آنرا «منجفرنامه» ناميده است.
«منجفر» شخصيتي است خيالي كه زائيدهي انديشه شاعر است و خيلي زود توانسته در دل مردم آن سامان براي خود جائي پيدا كند و به قولي اقبال عامه بيابد.
اشعار اين بخش روي دوعدد«سيدي» با صداي گرم «ابراهيم افتخاري» دبير آموزش و پرورش استهبان ضبط گرديده… كه همراه كتاب است.
اشعار اين بخش خواندني ،بيشتر در قالب مثنوي است كه اكثراً با «يكيبود ،يكينبود ،غير از خدا» آغاز ميگردد… شخصيت عمدهي اين حكايات «منجفر» ،«ننهي منجفر» و «كربابه» ميباشند كه حرفهاي شيرين زيادي براي گفتن دارند ؛با خواندن منجفر نامه خواننده سيري دارد در فرهنگ مردم استهبان ،ديدنيهاي استهبان و خلق و خوي مردم آن ولايت…
در اين مجموعه نزديك به نود تصوير ميبينيم… اين تصاوير گويا و زباندار همگي مربوط ميشود به جاذبهها و فرهنگ مردم استهبان… براي اين شاعر گرانمايه آقاي «علي حكمت» آرزوي سلامت و موفقيت داريم.
ابوالقاسم فقيري
منبع: دیدگاه اهل نظر بر اما بعد از ص 61
دیدگاهها