منجفرنامه- لباس عوضی
«زندگی، مجموعهای از نقشهاست که گاه چنان با تنِ ما خو میگیرند که گویی پوستِ دومِ ما شدهاند. در این نمایشِ مدام، آنجا که لباسها عوض میشوند و نقشها جابهجا، مرزِ میانِ بودن و نمودن، به باریکیِ یک تار مو میشود. شعرِ “لباس عوضی”، طنزی است تلخ از روزگاری که در آن، جایگاهِ آدمها با جامهشان سنجیده میشود، نه با جانشان.»
منجفرنامه-غریب آشنا
منظومه «غریب آشنا» ستایشی از هویت، اخلاق و اصالت مردمان شهر استهبان است. شاعر با ترسیم تصویری از یک جامعه آرمانی، بر صفاتی چون ایمان، نجابت و وفاداری در میان اهالی تأکید میورزد. این اثر به نقد صریح ناهنجاریهای اجتماعی پرداخته و زادگاه خود را از آلودگیهای اخلاقی و مفاسد مبرا میداند. با بهرهگیری از لهجه محلی و اشارات بومی، شاعر بر حفظ ارزشهای سنتی و اسلامی در برابر فرهنگ بیگانه پای میفشارد. در نهایت، این شعر بازتابی از عشق به سرزمین و تقدیس سبک زندگی ساده و مؤمنانه است.