دیدار با رهبر شهید انقلاب در سال 94
دیدار با رهبر شهید انقلاب در سال 94
یکی را پسر مست و مخمور بود
یکی را پسر مست و مخمور بود
ز اخلاق نیکو بسی دور بود
یکی باغ انگور بودش پدر
معیشت نمودی از این رهگذر
چو مستی هر روز فرزند دید
همه تاک آن بوستان را برید
حکیمی چو بشنید، دادش پیام
که ای داده بر دست شیطان لگام
تو! پنداشتی آدم مست کیست؟
که مستی تو کم ز فرزند نیست
گرفتم که او مست لایعقِل است
به مستی نشاید ره مست بست
پسر برد گر خواب این خانه را
بریدی تو هم آب و هم دانه را
رَز از بهر انگور آمد پدید
نه از بهر مستی که گردد نبید
شراب ای برادر اگر پاک نیست
گنه از من و توست، از تاک نیست

دیدار با رهبر شهید انقلاب در سال 94
علی حکمت در اردیبهشت سال ۱۳۲۴ شمسی در شهر استهبان چشم به جهان گشود. دوران کودکی او در همان شهر سپری شد و تحصیلات خود را از مکتبخانه آغاز کرد و سپس دورههای دبستان و دبیرستان را در استهبان به پایان رساند. او پس از دریافت دیپلم، به حرفهٔ آموزگاری روی آورد و با علاقهای عمیق به آموزش، سالها در این عرصه فعالیت کرد. حکمت بعدها تحصیلات فرادبیرستانی خود را در زمینهٔ زبان و ادبیات فارسی و علوم تربیتی ادامه داد و دانش و تجربهٔ خود را در حوزهٔ تعلیم و تربیت گسترش داد.
بخش مهمی از سالهای خدمت او در استهبان گذشت؛ شهری که همواره پیوندی عاطفی و فرهنگی با آن داشته است. پس از بازنشستگی از کار دولتی، فرصت یافت تا بیش از پیش به علاقههای دیرین خود بپردازد. او در کنار فعالیتهای ادبی، بار دیگر به صنعتگری مشغول شد؛ حرفهای که از سالهای خردسالی و همزمان با تحصیل با آن آشنا شده بود و همیشه برایش جنبهای هنری و خاطرهانگیز داشت.
علی حکمت سرودن شعر را از چهاردهسالگی آغاز کرد و با گذشت زمان، ذوق و تواناییاش در این عرصه بارورتر شد. در یکی از دیدارهای ادبی، او شعری از سرودههای خود را در محضر رهبر انقلاب قرائت کرد که مورد توجه و تحسین شنونده قرار گرفت.
او اکنون ساکن شیراز است و بخش عمدهٔ وقت خود را صرف پژوهش دربارهٔ واژگان و گویش محلی زادگاهش میکند؛ تلاشی ارزشمند برای ثبت و پاسداشت میراث زبانی و فرهنگی منطقهٔ خود.
دیدگاهها