این متن، منظومهای طنز و انتقادی است که به انتقاد از وضعیت نامطلوب خدمات بیمه و داروخانهها میپردازد.
شخصیت اصلی داستان پس از بیمه شدن، به امید درمان مشکلات جسمی خود به پزشک مراجعه میکند.
پزشک برای او داروهای متعددی تجویز میکند، اما بیمار در داروخانهها با بدقولی، کمبود دارو و برخوردهای نامناسب مواجه میشود.
در نهایت، او با عصبانیت و ناامیدی از روند اداری و عدم کارایی دفترچههای بیمه انتقاد میکند.
شاعر در این اشعار، سکوت مردم در برابر کمکاری برخی سودجویان را به بازی «بیشتر از این نمیبندیم» تشبیه کرده است.
این منظومه به زبانی محلی و محاورهای، استیصال بیمار و ناکارآمدی سیستم را به تصویر میکشد.
در پایان، شاعر با لحنی تند، مسئولین و متصدیان این شرایط را مخاطب قرار داده و خواهان پاسخگویی آنان میشود.
دیدگاهها