تأملی در حکمتِ عمل و هنر داستان‌پردازی استاد حکمت

📌 چکیده نقد و تحلیل: یا می‌توان بدون کلام، درس ایستادگی و هنر آموخت؟ علی طاهری در نقد و بررسی داستان «میرشکال»عنوان داستانی اثر، برگرفته از نام و شخصیت محوری داستان، پرده از ظرافت‌های داستان‌پردازی «استاد حکمت» برمی‌دارد. در این اثر، مخاطب قدم‌به‌قدم با شخصیت‌ها هم‌مسیر می‌شود تا سختی کسب علم و شیرینی نتیجهٔ آن را در سکوت و عملِ شخصیت اصلی داستان تجربه کند؛ دعوتی بی‌کلام که اشارتیراهنمایی و پیامی غیرمستقیم است برای اهل بشارت.

تجلیِ شهود و دعوتِ بی‌کلام؛ سفری از تکلفِ زبان تا اشراقِ معنا در «میرشکال»

به قلم: علی طاهری

استاد حکمت دست خواننده را می‌گیرد و او را با خود و چند نفر دیگر (چن تا جغله جلخ و سور) همراه می‌کند، در طبیعتی خاص و واقعی گردش می‌دهد، می‌دواند، خسته می‌کند، می‌خواباند و سپس بیدار می‌کند و در محضر میرشکال می‌نشاند.

وضع و احوال میرشکال کافی است تا توجه ناظرین را به خود جلب کند.

از آنجا که استاد حکمت قبل از آنکه شاعر و داستان‌سرا تشریف داشته باشند از عنوان «معلم» برخوردارند، داستان «میرشکال» را طوری ساخته و پرداخته‌اند که لازم نباشد میرشکال در هیئت یک سخنران، موضوع مورد نظر را تبیین کند؛ بلکه با چیزی غیر از زبان، خواننده را به علم و هنر و صبر و مقاومت و ایستادگی و در عین حال سادگی و عدم تکلفرنج، زحمت و سخت‌گرفتن در ظاهر و کلام دعوت می‌کند و به ثمر و نتیجهٔ آن نوید می‌دهد و این می‌تواند ترجمان حدیث معروف «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» (مردم را با غیر زبانتان به سوی خوبی‌ها دعوت کنید) باشد.

استاد خوش‌بینانه گروه همراه خود را اهل بشارت می‌داند که آن‌ها را اشارتی کافی است.

مفهوم علم و هنر و اهمیت آن و همچنین سختی کسب و نتیجهٔ شیرین آن، موضوع درسی است که «میرشکال» به استادی منتقل می‌کند و احتمالاً در دل می‌گوید:

گر نیاید به گوش رغبت کس        بر رسولان پیام باشد و بس

علی طاهری

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده , دیدگاه های اهل نظر , مقالات
برچسب‌ها: