پاسداشتِ هویت؛ ستایشِ یک عمر تلاش استاد حکمت در فرهنگ‌نامه‌ی استهبان

دکتر علی شیخ‌الاسلامی، استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی، در این مقدمه با ستایش جایگاه والای زبان فارسی، گویش‌های محلی را سرمایه‌های ارزشمند و شاخه‌های زنده این درخت تناور می‌داند. وی ضمن تأکید بر ضرورتِ ثبت و ضبطِ لهجه‌های عامیانه توسط فرهیختگان، تلاش‌های استاد علی حکمت در تدوین فرهنگ جامع گویش استهبان را اقدامی شایسته و خدمتی ماندگار به هویت فرهنگی و زبانی این دیار معرفی می‌کند.

مقدمه‌ی اول کتاب فرهنگ نامه استهبان جلد اول از:
چهره‌ی ماندگار؛ آقای دکتر علی شیخ‌الاسلامی، استاد زبان و ادبیات دانشگاه تهران.

بسم الله الرحمن الرحیم

زبان فارسی یکی از کهن‌ترین و دلپذیرترین زبان‌های دنیا است که حامل فرهنگ افتخارآفرین سرزمین سرافراز ایران است و گذشته از سابقه‌ی دیرین و چند هزار ساله‌ای که به نام زبان باستان و میانه و دری داشته و عهده‌دار ارتباط و انتقال یکی از بزرگ‌ترین فرهنگ‌های بشری بوده است، با ظهور دین مبین اسلام و پذیرش آگاهانه‌ی آن از جانب مردم ایران به استخدام این آیین مقدس درآمد و ضابط و حافظ معارف الهی و معنوی و فرهنگ جاودانه و جهانی آن شد تا با آن، همه مفاهیم وحیانی و ملکوتی و بی‌سابقه‌ی اسلام، هم بر غنای خود بیفزاید و هم در خدمت فرهنگ بی‌نظیر و فرا زمینی و اوج‌آفرین این آیین بخصوص تشیع مشعشع، همه‌ی امکانات ذهنی و زبانی فرهنگ ایرانی را نثار راه دین کند و خادم فرهنگ الهی و جامع آن گردد.
چنین تعاملی سرانجام، زبان فارسی را از چنان عمق و وسعت و دقت و عظمتی برخوردار کرد که از زبان‌های فاخر دنیا به حساب آمد و شخصیت‌های بزرگ و کم‌نظیری مثل فردوسی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، بیهقی، نظامی، آن را وسیله‌ی انتقال افکار و آثار سیال و متعالی خود قرار دادند و از همه‌ی مزایا و امکانات زبان و فرهنگ، حتی همواری حروف و زیبایی شکل و ذوق‌آفرینی و الهام‌بخشی کلمات و عبارات و افق‌گشایی معنی و محتوا، مدد گرفتند و افکار و اندیشه‌ها و عواطف و احساسات مردم را تحت تأثیر قدرت و نفوذ آن قرار دادند که شرح شگرف آن مجال فراغ و فراخ دیگری می‌طلبد و آن چه فعلاً و به اقتضای حال می‌توان گفت این است که این زبان به‌دلیل سابقه‌ی دور و دراز و گستره‌ی بیکران تاریخی و جغرافیایی خویش همچون مادری مهربان، فرزندان عزیز و دلبند خود را که همان لهجه‌ها و گویش‌های گوناگون و بسیار بودند، در آغوش پرمهر محبت خود پرورد و این شاخه‌های شاداب، درخت تناور زبان و فرهنگ را سرزنده و پرنشاط نگه‌داشت.
به تشبیهی رساتر، زبانِ مادر، دریای بیکرانی شد که نهرهای پرآب و زلال گویش‌ها و لهجه‌ها از هر سوی و ساحل به جانب آن سرازیر شدند و بر عمق و وسعت و شکوه و جلالت آن افزودند و اگر چه برخی از این گویش‌ها از میان رفتند و یا بی‌رمق و نیمه‌جان شدند، اما هنوز در پهنه‌ی بیکرانه‌ی این فرهنگ و ادب، لهجه‌های آموزنده و برازنده و خاطره‌آفرین و پرجاذبه‌ای هستند که زنده و زاینده و پرنشاط در پیکره‌ی فرهنگ غنی و پربار ما جاری و ساری‌اند و از مهم‌ترین وظایف فرهیختگان و شیفتگانِ این زبان و ادب آن است که عاشقانه و خالصانه به پاسداری و نگاهبانی گویش‌ها بپردازند و با زنده‌نگه‌داشتن آن‌ها بر غنای این فرهنگ بیفزایند.
این مسؤولیت آن‌گاه مضاعف و مهم‌تر می‌نماید که فراموش نکنیم شور و شوق به تشخیص علم و فراگیری آن و برپایی این همه دبستان و دبیرستان و مدرسه و دانشگاه و علم‌آموزی و طی مدارج تحصیلی و ارتباط و پیوند جهانیِ فرهنگ‌ها و گسترشِ بی‌امان و روزافزونِ دانش بشری و تأثیر ناگزیرِ فرهنگ‌ها بر یکدیگر و نیاز حتمی و قطعی به زبان رسمی و مسلط، کم‌کم لهجه‌ها را کم‌رنگ و برخی را به فراموشی می‌سپارد.
البته وجود زبان رسمی برای حفظ اتحاد ملی و فرهنگ عمومی و مجموعه‌ی مأثورات دینی و علمی و تاریخی و برکات سرشار و بسیار دیگر، یک ضرورت است. اما وظیفه‌ی مهمِ فرهیختگان این است که در عینِ حفظ و تقویت زبان رسمی و اصلی فارسی به ثبت و ضبط گویش‌ها بپردازند تا هم به زبان اصلی و مسلط خدمت کرده و هم میراث بزرگِ لهجه‌ها را به آیندگان انتقال دهند و این نیز بحث مستوفایی می‌طلبد که من از این تأسف و دریغ را دارم که از طرح آن در این مقال و مجال کوتاه معذورم.
تنها به این نکته بسنده می‌کنم که یکی از چهره‌های فرهنگ‌دوستِ شهرِ استهبان که تقریباً همه‌ی عمرِ فرهنگیِ خود را بر سرِ حفظ و حراستِ گویش و لهجه و اصطلاحاتِ عامیانه و امثال و حکمِ بومیِ استهبان گذاشته و با تهیه‌ی تألیفِ فرهنگیِ بزرگ و برجسته، این لهجه‌ی شیرین و دلنشین را پاس داشته است، برادرِ گرامی و شاعرِ عزیز و نامی و فرهیخته‌ی ارجمندِ جنابِ آقای علی حکمت است که در فراهم‌آوردنِ این فرهنگ، زحمتی فراوان و کوششی بسیار و قدرشناختنی کشیده‌اند و با دقت و بینش، این کار را به سامان رسانده‌اند و اگر کسی بخواهد به اهمیت و ارزشِ کار و اهدافِ آن آشنا شود، باید مقدمه‌ی نسبتاً مفصلِ ایشان را که در جلدِ نخستِ این اثر نگاشته‌اند، بخوانند.
در بخشی از این دیباچه چنین آمده است:
«و نیز هستند بسیاری از واژه‌ها و ترکیب‌ها که در اکثر لهجه‌ها و گویش‌های عامیانه به وفور کاربرد دارند، اما در کتبِ لغت اثری از آن‌ها نیست و این جای سؤال است… لازم به ذکر است که به علتِ گسترشِ روزافزونِ زبان، روز به روز بر تعدادِ این‌گونه واژه‌ها و ترکیباتِ سرگردان افزوده می‌شود که اگر اربابِ قلم آستین بالا نزنند و به جمع‌آوریِ آن‌ها اقدام ننمایند یا از صحنه‌ی گفتار به مرور محو خواهند شد و یا تا همیشه در اعدادِ واژه‌هایِ بی‌شناسنامه و ناشناخته باقی خواهند ماند.» (صفحه‌ی 30، جلد اول)
«برای حفظ و حراستِ واژه‌ها و اصطلاحاتِ عامیانه از مرگ و نابودی، راهی جز کشف و استعمال و ضبطِ آن‌ها نیست و این امر نه تنها شامل واژه‌ها و اصطلاحاتِ عامیانه‌ی قدیمی است، بلکه واژه‌هایِ جدیدی هم چنانچه مورد کاربرد قرار نگیرند و ضبط نشوند، خود به‌خود ا زدور خارج شده و…» (صفحه‌ی ۳۱، جلد اول).
و سرِ انجام:
من عاشقِ این کار بودم و جاذبه‌ی تقلای در راهِ عشق برایم گوارا بود و هیچ‌گاه احساس خستگی نکردم و صعوبتِ کاری را که حدّ اقل باید ده‌تن متحمّل می‌شدند، یک‌تنه بر خود هموار کردم و این موفقیت را موهبتی بزرگ از جانب خداوند منّان می‌دانم که «لَه الشکر و لَه الحَمد.» (جلد اول، صفحه‌ی ۳۴).
ما نیز پروردگارِ مهربان و منّان را شکر و سپاس می‌گوییم و از این برادرِ ارجمند و شاعرِ فرهیخته و فرهنگ‌دوست که شیفته‌ی فرهنگ و ادب و زبانِ فارسی هستند و در تألیف و تدوینِ فرهنگِ جامعِ گویشِ استهبان، زحمت و کوششِ فراوان به جان خریده‌اند، براستی تشکر و قدردانی می‌کنیم و مزید توفیقات و تأییداتِ ایشان را آرزو داریم و امیدواریم که به‌دنبالِ چاپِ نخستینِ جلد، این اثرِ بزرگ موفق شوند مجلداتِ دیگر را که زمینه‌ی آن فراهم آمده است برای چاپ و نشر آماده سازند. ان‌شاءالله. و هو الموفق المعین.

با احترام، دکتر علی شیخ‌الاسلامی
استاد دانشگاه تهران. فروردین ۹۲ خورشیدی برابر با جمادی الاولی ۱۴۳۴ قمری.

دسته‌ها: دیدگاه های اهل نظر , فرهنگ نامه استهبان , معرفی آثار , مقالات
برچسب‌ها: