نگاهی به غنای ادبی و رسالت فرهنگیِ استاد حکمت در پاسداشت هویت بومی»

«در این نوشتار، به قلم احمد جعفری اصل، ضمن واکاوی پنج اثر ماندگار استاد حکمت — از جمله مُنجفرنامه و فرهنگنامه جامع استهبان — به بررسیِ جایگاه مهجور و مظلومِ این شاعر توانمند در فضای نقد ادبی پرداخته شده است. این مقاله با مروری بر سبک‌های شعری ایشان در قصیده، مثنوی و سبک نیمایی، بر ضرورتِ بازخوانیِ نقادانه آثار او تأکید می‌ورزد؛ آثاری که با زبانِ تیزِ طنز و دقت در حفظ واژگان بومی، دین بزرگی بر گردنِ فرهنگِ این دیار دارد.»
به نام خدا
مدت زمانی است که ذهنم همچون سیارکی کوچک، بر مدار خورشیدِ خدمات فرهنگیِ شهری می‌چرخد و دور می‌زند؛ خورشیدی که صاحبش مردی است خوش‌محضر که اگر ساعت‌ها حضورش را دریابی، خستگی‌ات در نمی‌رود! ایشان پنج اثر ماندگار و بعضاً شاهکار به جامعه استهبان تقدیم نموده و از خود به یادگار گذاشته‌اند: «مُنجفرنامه» (که خود مجموعه‌ای کامل از طنز اجتماعی در قالب اشعار فولکلور است و می‌بایست جداگانه به زیور طبع آراسته گردد!)، «زمزمی دیگر»، «فرهنگنامه استهبان» و «خاطرات هشتاد ساله».
شاید روزی که طرح سرایش «مُنجفرنامه» به ذهنش خطور کرد، باور نمی‌کرد این اثر از نظر کیفی به این وسعت، گیرایی داشته باشد. «مُنجفرنامه» مسائل و مشکلات اجتماعی شهرستان را به زبانی طنز، با ذوقی سرشار و با دیدی تیز، به‌گونه‌ای سروده است که هیچ نکته‌ای را از قلم نینداخته باشد. توصیف محضر خداوندِ «ننه مُنجفر» و چهره و لباس آن خدا، پشمینه‌پوشان تندخویی را که زبان طنز را نمی‌فهمیدند به خشم آورد و حکم اعدام را برای این استاد گران‌مایه صادر کردند؛ اما این اثر از آن‌چنان شهدی برخوردار بود که کم‌کم کام همان جماعت را هم شیرین کرد و صدور حکم اعدام خود را نقض کردند! (هنگام انتشار «مُنجفرنامه»، بعضی مقدس‌مآبان گفته بودند این شخص باید اعدام شود).
«مُنجفرنامه» نگاه بعضی مقدس‌مآبان را نسبت به طنز تغییر داد و پذیرفتند که بسیاری از مشکلات را با این زبان می‌توان بیان کرد، بدون اینکه موجد آن مشکلات، عصبانی شود.
اثر دوم استاد حکمت، «فرهنگنامه جامع استهبان» است. این اثر گنجینه‌ای است که لغات، اصطلاحات، آداب و رسوم و سنن اجتماعی را به وسعتِ تولد تا مرگ و عروسی تا عزا، دربرگرفته است. و اما گنجینه سوم، خاطرات برجسته و قابل‌تأمل هشتاد سال عمر این استاد گران‌قدر است. قصد بررسی برگ‌به‌برگ این اثر را ندارم؛ بنابراین به کلیت عرض می‌کنم: استاد حکمت با تولید این آثار، عمر آداب، رسوم، فرهنگ و لغات مختص به شهرستان را ابدی کرده است.
همان‌گونه که فردوسی بزرگ با سرودن «شاهنامه»، زبان فارسی را از له شدن بین زبان‌های ترکی و عربی نجات داد، با معرفی رستم، عظمت مردان بزرگ ایران را به نمایش گذاشت و از تحقیر ایرانی توسط ترکان و اعرابِ سلطه‌جو جلوگیری کرد و زبان فارسی را از نابودی نجات داد؛ استاد حکمت نیز با این آثار، لغات، اصطلاحات و آداب و رسوم مردم شریف استهبان را عمری ابدی بخشید!
استاد حکمت علاوه بر خلق این آثار، در حوزه شعر کلاسیک نیز استادی بی‌بدیل است، اما متأسفانه بدون منتقد و مُبلّغ! گاه شاعرانی مبتدی چنان مدعی هستند که در قیاس آن‌ها با استاد حکمت، به اقتدار ادبی و مظلومیت او پی می‌بریم! آنان که می‌اندیشند شاعرانگی در تشابه چهره به شاعران صاحب‌نام کشوری و داشتن سبلتین برجسته است! اما حکمت می‌داند که شاعرانگی در مغز و اندیشه است، نه در سبلتین و چهره.
صاحبان قلم در طی روزگاران، کم‌لطفی کرده و اشعار ایشان را به نقد ننشستند؛ نتیجه نقد خویش را در نشریات و جراید به اهل مطالعه ارائه نداده و در نتیجه، این اشعار محبوس ماند. مثنوی‌ها، غزلیات و به‌خصوص قصاید ایشان، گاه پا‌به‌پای شاعران بزرگ پیش می‌رود. پاسخی منظوم در قالب قصیده به یکی از دانشجویان دارد که هم عرق وطنی ایشان را به تماشا می‌نشینیم و هم دستِ رسای استاد در سرایش قصیده را می‌بینیم که ۶۲ بیت (یعنی ردیف کردن ۶۳ قافیه) را، اهل سرودن می‌دانند که تا چه اندازه به تبحر نیاز دارد. قصیده‌ای با این مطلع:

و الی آخر؛ که بیت‌به‌بیت با سلاح قلم در سنگر شعر مشغول دفاع از وطن کوچک خویش است! یا در عذوبتِ مثنوی تربیتی ایشان همین بس که بزرگان ادبِ امروز را به اشتباه انداخته و شخصی مانند دکتر قزوه پس از شنیدن این شعر، سؤال می‌کند چرا ایشان مثنوی سعدی را قرائت کرد!؟ وقتی دکتر قزوه به اشتباه می‌افتد، بدان معناست که این مثنوی کوتاه، سهل و ممتنع است و از برائت استهلال کاملی برخوردار است. حتی ادیب بی‌بدیلی مانند حضرت آقا، بدون دیدگاه سیاسی و از دیدگاه یک ادیب، این مثنوی را مورد نقد و تعریف قرار داده و می‌فرمایند: «شعر شما هیچ‌گونه حشو و زوائدی ندارد؛ شعری استخوان‌دار، بدیع و دارای استحکام است!»
اشعار ایشان متأسفانه شاید بر اثر بی‌توجهی ادیبان و صاحبان قلم و خدای‌ناکرده به‌خاطر رشکِ بی‌جا، در صفحات دفتر ایشان محبوس مانده؛ در صورتی که اگر ادیبان شهرستان به بهانه نقد، قصاید ایشان را مطرح نموده بودند، نام ایشان هم‌ردیف نام شاعران مطرح کشوری بود! استاد حکمت در سرایش سبک نیمایی نیز طبع‌آزمایی کرده و به‌خوبی از عهده آن برآمده است؛ شعر «نامه رزمنده‌ای به همسرش» گواه این توفیق است. بنابراین می‌توانیم حکمت را شاعری دانست از عینِ سلسبیل!
احمد جعفری اصل

«احمد جعفری اصل، فرهنگی پیشکسوت، ایثارگر دفاع مقدس و پژوهشگر حوزه‌ی فرهنگ و ادب استهبان است که دغدغه‌ی اصلی او حفظ و ترویج میراث ادبی و بومی این شهرستان می‌باشد.»

دسته‌ها: دیدگاه های اهل نظر , معرفی آثار , مقالات
برچسب‌ها: