تقریظات برکتاب خاطرات استاد (مقدمه)
علی اصغر سلیمانی (تدوین مقدمه)
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
ز فیضش هر دو عالم گشت روشن
ز فضلش خاک آدم گشت گلشن¹

استاد و معلم عرصه شعر و شاعری جناب علی حکمت را همه می‌شناسند. جامعه ادبی استان فارس او را می‌شناسد. برای پژوهشگرانی که در فرهنگ عامیانه مطالعاتی داشته‌اند، استاد حکمت یک نام‌آور به تمام معناست آن زمان که به خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدند، تمجید و تعریف معظم‌له از ایشان تأکیدی بر این مدعاست. او هشتاد بهار از عمر نازنینش را در این راه مصروف کرده است. شوق مطالعه و پژوهش و تحقیق در وجود نازنینش موج می‌زند تا آنجا که زندگی بدون قلم و کتاب را نمی‌خواهد. استاد حکمت به عنوان یکی از ارکان مهم ادبیات عامیانه شناخته شده‌اند. از این جهت باید گفت ایشان در میان ادیبان و شعرای کشور یک جایگاه ویژه‌ای دارد. اولین اثر وزین و متعالی و اما بعد ایشان که بیست سال پیش با تیراژ یازده هزار نسخه به طور مجانی در اختیار علاقه‌مندان به ادب فارسی و کتابخانه‌های کشور قرار داد.
وقتی به دوران گذشتهٔ خود بازمی‌گردم، صدها خاطره از لحظه‌لحظهٔ آن روزگاران در ذهنم تداعی می‌شود. در آن لحظه است که احساسی غرورآمیز در وجودم زبانه می‌گیرد و انسانی مهربان، صمیمی، دوست‌داشتنی و متواضع را به خاطر می‌آورم که نگاه نافذش تا اعماق قلبم نفوذ پیدا می‌کند. تمامی کسانی که با ایشان مراوده‌ای داشته‌اند معترفند که حکمت با زبان شعر و با یک نگاه محبت‌آمیز، مستمعان و دلدادگانش را می‌گیرد و تا پایان سخن با خود به همراه می‌برد. بسیار هنرمندانه مطالب طنز و مطالب فرح‌انگیز را در قالب شعر به ذهن علاقه‌مندان وارد می‌کند.
آن زمان که اثر «و امّا بعدش» را خواندم، به دانش ادبی او ایمان آوردم. استاد حکمت را به حق می‌توان از سخت‌کوش‌ترین پیشگامان شعر و شاعری در عرصهٔ ادبیات عامیانه برشمرد. از ده سالگی به سرودن شعر پرداخت و هفتاد سال در عرصهٔ ادبی گام‌های بلندی را طی کرد. حکمت هم خوب شعر می‌گوید و هم شعر خوب می‌گوید. شاعری که بتواند فرهنگ جامعهٔ خویش را از نسل‌های گذشته به نسل جوان فعلی منتقل کند، شایستهٔ تمامی ستایش‌ها قرار می‌گیرد.
هرگاه در کنار او می‌نشینی، او تو را با خودش می‌برد. همیشه چند اثر تازه دارد تا جرعه‌جرعه به تو بنوشاند. تا آنجا که اطلاع دارم، تا کنون در عرصهٔ و دیار استهبان، جز مرحوم شمس اصفهانی، هیچ شاعری نتوانسته است در قالب طنز و در میدان هنر نثر آنچنان قلم‌فرسایی کند که اشعار و مضامینی از آموزه‌های مفاهیم عامیانه را در اوج فخامت و گیرایی به جامعهٔ ادبی عرضه نماید.
استاد عرصهٔ کتابت و سخن، حجت‌الاسلام سید جعفر حجت‌کشفی، در تقریظ اثر «و امّا بعد» استاد حکمت آورده است:
«مرتبهٔ بلند هنری و ادبی جناب علی حکمت مدت‌ها بر من مجهول مانده بود و نمی‌دانستم پس از غروب خورشید شمس اصطهباناتی، ستاره‌ای فروزان درخشیدن گرفته که مایهٔ مباهات است؛ به همین جهت آنچه از افول او ملول بودم، به طلوع وی مسرور شدم.»
اگر بگوییم استاد حکمت تالیِ تلوِ شمس اصطهباناتی است، مبالغه نکرده‌ام. ایشان نقدی عالمانه بر اشعار طنز شمس دارد. برخلاف آن شناختی که از شمس در ذهن ما تداعی می‌شود که ایشان شاعری بذله‌گو بوده‌اند، لکن استاد فرهنگ عامیانهٔ شهرستان استهبان نقدی فراتر از مطایبات در اشعار شمس دارد.
جالب است بدانید نگاه ایشان از کتاب «خرنامه» «خرندنامه» است که شاعری همچون شمس در اوج اختناق دوران ستمشاهی، در قالب طنز، مشکلات کارگری جامعهٔ آن روز را به تصویر می‌کشد. از این رهگذر، حکمت نقدی عالمانه دارد و می‌گوید:
«آنچه شمس را به فغان و فریاد آورده، اختناقِ وحشتناکی است که در آن زمان در سراسر کشور ایران حاکم بود و شمس چه زیبا و ماهرانه با مضامینی همچون خفه‌دونی و ترس از لولو، این اختناق و عسرت و تنگنا را فریاد می‌زند. براستی اوضاع سیاسی و اقتصادی آن زمان به حدی بود که شاعر آگاه به زمان، در برابر اکثریت قریب به اتفاق جامعه‌ای که از نعمت سواد و آگاهی و علم بی‌بهره بود، جناب شمس چاره‌ای نداشت که برای روشنگری مردم با اشعار طنزگونه، واقعیت زمانهٔ آن روز را برای مردم جامعهٔ خویش بیان نماید.»
اینک به قطعاتی از اشعار شمس نگاهی بیفکنید، سپس با خود بیندیشید که استاد حکمت چگونه اشعار طنزگونهٔ جناب شمس را نقد و تحلیل می‌کند:
چَغلو بشین تا برات گپ بزنم
تا کی از ترس لولو رپ بزنم
هر چه ما دم اتو بردیم بسته
تپه کو خوردیم و مردم بسته
ما خو از بس چی نگفتیم مردیم

مطالب فوق‌الذکر اشاره‌ای بود به نقد عالمانه‌ای که دیدگاه نافذ حکمت، اندیشه‌های درونی جناب شمس را برای نسل جوان امروز تبیین می‌کند. اینک خوانندگان گرامی را بشارت می‌دهم به چاپ و انتشار کتاب «خاطرات هشتاد دور گردش به دور خورشید»، اثری از استاد علی حکمت که انتشارات استهبان با مدیریت برادر عزیزم جناب محمدرضا آل ابراهیم، در ۳۲۹ صفحه و تیراژ ۵۰۰ جلد، با قیمت تمام‌شدهٔ ۳۵۰ هزار تومان و قیمت فروش ۱۲۰ هزار تومان منتشر نموده است.
عنوان کتاب بیانگر هشتادمین سالگرد تولد نویسنده است که خاطرات خود را از دوران سه‌سالگی به تصویر کشیده است. در صفحهٔ ۸۹ کتاب، ماجرای شلاق در حال سجده، این‌چنین آمده است که استاد حکمت از معلمی یاد می‌کند که او را در حال سجدهٔ نماز، دو تا شلاق می‌زند؛ یکی به پاهایش و دیگری به پشت شانه‌اش. تنها به جرم اینکه در حالت سجده باید نمازگزار فقط شستِ پاهایش روی زمین باشد، نه همهٔ پنجه‌های پایش.
ذکر این خاطرهٔ دردناک نشان‌دهندهٔ نظام تعلیم و تربیت در دورهٔ شاهنشاهی است که رفتار معلم، تمامی بچه‌ها را از دین و عمل عبادی نماز بیزار می‌کند. و نیز نویسندهٔ این کتاب، خاطرات زیادی از دوران گذشته و آنچه در مکتب‌خانه‌ها در بچه‌ها می‌گذشت و حاکمیت زنی به نام «آوبجی» و فلک کردن بچه‌ها و آنان را در خانه‌ای تاریک و وحشت‌آور به نام «مار و موشکو» زندانی کردن، همه و همه نشان‌دهندهٔ هنر بسیار فاخر و ادیبانهٔ استاد حکمت است. از این رهگذر توصیه می‌کنم که این کتاب پُرخاطره، که حاصل سال‌ها تجربه می‌باشد و در یک مجموعهٔ داستانیِ جلد اول فراهم آمده است، از خواندن آن غفلت نورزید.
من برای این کار بزرگ که جناب حکمت متحمل شده است، هیچ واژه‌ای نیافته‌ام که احساسات درونی خودم را با آن واژه بیان کنم. از این رهگذر، به ابیات ذیل دست آویختم:
تبارک‌الله از این صفحهٔ خجسته ‌مثال
که کلکِ صنع نبندد دگر چنین تمثال
ز خامه، هنر و نغز او چنین بادا
هم این نگارشِ صورت، هم این خجسته جمال

در پایان سخن، به ضرس قاطع می‌توانم بگویم حکمت در همه‌جا معلم بود؛ در بین دانش‌آموزان دبیرستانی و در میان دانش‌آموزانِ هنرستان‌ها و در ضمن خدمتِ همکاران فرهنگی و نیز در دانشگاه‌ها و در نهایت در بین اصحاب ادبیات عامیانه و طنز.
اینک، به عنوان حسن ختام، به این ادعایی که مطرح کردم، خوانندگان گرامی را به این دو بیتی مهمان می‌کنم:
یاد تو ای معلمم از دل و از جان نرود
نقش تو از لوح دل و صفحهٔ دوران نرود
یاد خدای می‌کنم چون ز تو یاد می‌کنم
وصف جمال حسنِ تو ز یاد یاران نرود²

علی‌اصغر سلیمانی
ناشر انتشارات والتین استهبان
1404/6/30
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¹ شعر از «عجوبه تاریخ عرفان»، شیخ محمود شبستری
² شعر از استاد احمدعلی بارودی

دسته‌ها: دیدگاه های اهل نظر
برچسب‌ها: