منجفرنامه- بی طی چیش

منجفرنامه- بی طی چیش

2 شنونده

این شعر با زبانی طنز و انتقادی، به نکوهش رفتارهای ناپخته، تقلید کورکورانه و سطحی‌نگری در جامعه می‌پردازد. شاعر با تصویرسازی از اقدامات بی‌ریشه و شتاب‌زده، مخاطب را به تفکر، خردورزی و پرهیز از رفتارهای بی‌سرانجام فرا می‌خواند.

منجفرنامه- کم جنبه

منجفرنامه- کم جنبه

5 شنونده

شعر «کم‌جنبه» با زبانی طنز و حکایت‌گونه، بیانگر این مفهوم است که برخی افراد ظرفیت و جنبه کافی برای دارایی یا مقام جدید را ندارند و به محض رسیدن به حداقل‌ها، دچار تغییر رفتار شده و حتی ممکن است به دیگران آسیب برسانند.

منجفرنامه -میریشکال

منجفرنامه -میریشکال

2 شنونده

«میریشکال» روایتی منظوم و داستانی است که به شرح ماجراها، گشت‌وگذارها و تعاملات اجتماعی راوی با همراهانش می‌پردازد. این اثر با زبانی گویشی و لحنی صمیمانه، وقایع و مشاهداتِ مسیر این سفر را در قالب ابیات پیوسته به تصویر می‌کشد و در نهایت با نکاتی تأمل‌برانگیز و حکیمانه به پایان می‌رسد.

تا نمونه ی تو اَتو  صابناته ( مقدمه ای بر منجفرنامه سه)

تا نمونه ی تو اَتو صابناته ( مقدمه ای بر منجفرنامه سه)

5 شنونده

منظومه «تا نمونه ی تو ا تو صابناته» حکایتِ طنزآمیزِ انسانی است که در مسیر جست‌وجوی حق، به جای حقیقت‌جوییِ اصیل، درگیرِ اوهامِ خودساخته و غرورِ ناشی از تعلقاتِ ناچیزِ دنیوی شده است. این اثر با بهره‌گیری از فرهنگ و زبانِ بومیِ استهبان، هشدار می‌دهد که این خودبینی و سرگرمی به بازیچه‌های مادی، نه‌تنها مسیرِ تعالی را بر آدمی می‌بندد، بلکه او را در دایره‌ای از جهل و تفاخرِ بی‌حاصل محبوس می‌کند

منجفرنامه- لباس عوضی

منجفرنامه- لباس عوضی

15 شنونده

«زندگی، مجموعه‌ای از نقش‌هاست که گاه چنان با تنِ ما خو می‌گیرند که گویی پوستِ دومِ ما شده‌اند. در این نمایشِ مدام، آن‌جا که لباس‌ها عوض می‌شوند و نقش‌ها جابه‌جا، مرزِ میانِ بودن و نمودن، به باریکیِ یک تار مو می‌شود. شعرِ “لباس عوضی”، طنزی است تلخ از روزگاری که در آن، جایگاهِ آدم‌ها با جامه‌شان سنجیده می‌شود، نه با جانشان.»

منجفرنامه-غریب آشنا

منجفرنامه-غریب آشنا

7 شنونده

منظومه «غریب آشنا» ستایشی از هویت، اخلاق و اصالت مردمان شهر استهبان است. شاعر با ترسیم تصویری از یک جامعه آرمانی، بر صفاتی چون ایمان، نجابت و وفاداری در میان اهالی تأکید می‌ورزد. این اثر به نقد صریح ناهنجاری‌های اجتماعی پرداخته و زادگاه خود را از آلودگی‌های اخلاقی و مفاسد مبرا می‌داند. با بهره‌گیری از لهجه محلی و اشارات بومی، شاعر بر حفظ ارزش‌های سنتی و اسلامی در برابر فرهنگ بیگانه پای می‌فشارد. در نهایت، این شعر بازتابی از عشق به سرزمین و تقدیس سبک زندگی ساده و مؤمنانه است.