«زندگی، مجموعهای از نقشهاست که گاه چنان با تنِ ما خو میگیرند که گویی پوستِ دومِ ما شدهاند. در این نمایشِ مدام، آنجا که لباسها عوض میشوند و نقشها جابهجا، مرزِ میانِ بودن و نمودن، به باریکیِ یک تار مو میشود. شعرِ “لباس عوضی”، طنزی است تلخ از روزگاری که در آن، جایگاهِ آدمها با جامهشان سنجیده میشود، نه با جانشان.»





دیدگاهها